مشهورند ، ظاهرترند ، بنابراين مجيب نبايد طرف اول را مسلّم بدارد ، زيرا اين امر مجال تشنيع سائل را بيشتر مىكند .
همچنين مجيب بايد هريك از اجزاى قياس ( يعنى حدود و مقدمات ) را از همديگر تفكيك كرده و با يكديگر و نيز با نتيجه بسنجد . و آنها را برحسب شرايطى كه در تأليف قياس ذكر شدهاند مقايسه كند تا اگر غلطى وجود داشته باشد ، از آن آگاه شود .
در اينجا سخن ما پيرامون فن مغالطه به پايان مىرسد . اكثر اين مباحث از آنچه پيش از اين گفتهايم ، معلوم مىشود . كسانى كه داراى طبع سليم هستند نيازى به تعليم مواضع غلط ندارند ، زيرا اذهان آنها به آسانى بر آن واقف مىشود . و الله اعلم .
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى ) — صفحة 584
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص٥٨٤