خلل در موضوع قضيه چنان است كه موضوع ، بيش از يكى باشد و هركدام داراى محمولات مختلفى باشند . و چنين پنداريم كه موضوع يكى است ، و بر اين اساس ميان محمولات مختلفى كه بر آن موضوع لاحق مىگردند اشتباه مىشود .
خلل در محمول قضيه چنين است كه محمول بر موضوعهاى مختلفى حمل شود و گمان كنيم كه فقط خاص بعضى از آن موضوعهاست و سبب ابهام ، عكس است .
خلل در تأليف ، اهمال و در نظر گرفتن شروطى است كه پيش از اين در باب نقيض گفتهايم مانند : اضافه ، شرط ، جزء ، كل و . . . سبب اين خلل آن است كه ميان آنچه بالذات متعلق به قضيه است با آنچه اينگونه نيست اشتباه شود يعنى ما بالعرض به جاى ما بالذات اخذ شود .
و اما خللى كه برحسب اعتبار نقيض قضيه است ، بدينگونه است كه غيرنقيض به جاى نقيض ايراد شود و بدين سبب ، مسألهء سائل زياد مىشود ، زيرا وقتى از دو طرف نقيض به اعتبار تعلق يك صدق و يك كذب به آندو سؤال مىشود ، فقط در اينجا يك سؤال وجود دارد ، اما وقتى از دو امرى كه غيرمتناقض نيستند سؤال شود ، سؤال زياد مىشود .
پس برحسب اين بيان ، هفت نوع مغالطهء معنوى وجود دارد :
1 - مصادره بر مطلوب اول .
2 - قرار دادن امرى كه علت نيست ، به جاى علت . در مورد ايندو مغالطه قبلا سخن گفتهايم .
3 - تحريف قياس ، از قياس بودن . اين مغالطه ، سوء تبكيت ناميده مىشود . و بالعرض با آگاهى از شرايط قياس معلوم مىشود .
4 - سوء اعتبار حمل . اين مغالطه به خاطر فرق نگذاشتن ميان محمول مطلق و محمول مشروط ، يا محمول بالذات و محمول بالعرض ، پيش مىآيد ، مانند : « موجود » كه گاه به اطلاق محمول است ، گاه جزء محمول و گاه رابطه است و به اختلاف هريك از موارد ، معانى قضيهاى كه اين كلمه در آن واقع شود ، مختلف مىشود و مغالطه امكانپذير مىگردد ، مثلا مىگويد : هرچه مظنون نباشد موجود است ، هرچه موجود باشد مظنون است .
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى ) — صفحة 576
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص٥٧٦