الف - بدل مطلوب را به جاى نقيض آن قرار دهند .
ب - بدل مطلوب را به جاى ضد آن بگذارند .
ج - مقابل حكمى را كه در كلى ادعا نمودهاند در جزئى قرار دهند .
د - لازم حكمى كه در مقدمات وضع كردهاند ، ضد آن را اخذ نمايند .
ه - لازم ضد آن حكم را اخذ كنند .
و - ملزم ضد لازم آن حكم را اخذ كنند ، تا آنكه هرگاه از نتيجه شروع كرده و بالا روند ، به اخذ الشىء فى بيان نفسه بينجامد .
علت فساد در مصادرهء بر مطلوب اين است كه متعلق نتيجه ، خود به عنوان يكى از مقدمات است . مصادرهء بر مقابل مطلوب ، از مقدماتى است كه متناسب نيستند بلكه يكى صادق يا مشهور بوده و ديگرى مقابل آن است . و سبب حال نتايج ، همان حال مقدماتاند يعنى اگر مقدمات مشهور يا غيرمشهور باشند نتايج نيز اينگونه خواهند بود .
و اگر مقدمات مختلط باشند ، نتيجه برحسب امتزاج آنهاست .
در برخى موارد ممكن است مقدمات غير منتجى كه مشهورند بهتر از مقدمات منتجى كه مشهور نيستند باشد زيرا مقدمات غيرمنتج مشهور با اندك زياديى منتج مىشوند .
اگر هنگام جدل ، قياس فاسد رواج يابد ، دليل كوتاهى مجيب و تصور وى در اين صناعت است .
فصل سوم : وصاياى مشترك ميان سائل و مجيب
كسى كه مىخواهد صناعت جدل برايش ملكه شود ، بايد بعد از تحصيل ادواتى كه در عكس قياس به ذكر آنها پرداختيم ، به نقيض عادت كند و بكوشد كه از يك قياس ، قياسهاى بسيارى را استنباط كند ، تا هرگاه به حيلهاى عكس قياس بر او پنهان ماند و عكس داراى شهرتى باشد ، بتواند از خود همان قياس ، نقيض آن را استخراج كند .
همچنين جدلى بايد اين قدرت را داشته باشد كه بتواند بر يك مطلوب ، از ميان مواضعى كه در اين علم ذكر شده ، حجتهاى زيادى اقامه كند تا آنكه اين ملكه در وى پديد آيد . و نيز بايد بتواند بر مقابل مطلوب ، از مواضع ديگر حجت اقامه كند .