همچنين اگر سائل هنگام استعمال بعضى از اين راهها ، از بعض ديگر كمك بگيرد ، ممكن است نافع باشد .
نكتهء ديگرى كه مىتواند براى سائل نافع باشد اين است كه در تسليم و پذيرش مقدمه از سوى مجيب ، تساهل نموده و چنان با وى ملاطفت كند كه او نداند طرف مطلوب سائل كدام است .
تقدم طرف غيرنافع بر طرف نافع نيز گاه مىتواند براى سائل مفيد باشد ، مثلا اگر مطلوب او اين باشد كه لذت خير است ، مىگويد : آيا اينگونه نيست كه لذت خير نيست ؟ و مجيب گمان مىكند كه مطلوب سائل اين طرف است ، مخصوصا اگر اين قضيه دور از شهرت باشد و مجيب گمان كند كه سائل مىخواهد با تسليم غيرمشهور ، نقض وارد كند ، مقابل آنرا ( كه همان مقدمهء سائل است ) مورد تسليم قرار مىدهد .
گاه نيز براى سائل اين امر نافع است كه سؤال خود را به صورت تشكيك و طلب تحقيق و ابراز ميل به انصاف و ترك لجاجت نموده و اينگونه مطرح كند كه ببينيم در نفس الامر ، حق چيست ؟ همچنين اگر در اثناى معارضه با مجيب مثلا بگويد : آن سخنى كه قبلا گفتيم سخنى نيكى نبود و اگر اين سخن را بگويم به انصاف نزديكتر است ، اين عمل باعث مىشود كه مجيب بيشتر با او همراهى و مساعدت كند .
نيز اين سخن سائل كه « اجماع عقلا بر اين مطلب است . . . » ، يا « عادت بر اين است . . . » ، مجيب را نسبت به انكار خود مردد و دودل مىنمايد .
سائل بايد تلاش كند كه خصم به لجاجت نيفتد و بدينخاطر نبايد بر تسليم مجيب حرص و اصرار ورزد بلكه بايد مقدارى تساهل كند . همچنين شيوهء سائل بايد بهگونهاى باشد كه مجيب گمان نكند سائل غير از اين موضع نمىتواند سخن ديگرى بگويد . از اينرو سائل مىتواند مقدمهاى را كه مىخواهد مجيب تسليم كند ، در وقتى ديگر و در ميان سخنى ديگر در معرض تسليم قرار دهد .
بايد دانست كه طبايع مردم متفاوت است ، بعضى از افراد كه مايل به احتياط باشند ، از آغاز جدل به آسانى مقدمات را تسليم نمىشوند و چهبسا نسبت به بعضى از آنها سخت مضايقه كنند . از سوى ديگر ، بعضى از مردم كه به دانش خود مغرور بوده و مايل به تملق هستند ، در تسليم مقدمات مسامحه نموده و به معلومات خود اطمينان كرده و
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى ) — صفحة 556
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص٥٥٦