ج - همچنين اشتمال قضيه بر مصلحتى عام و امثال آن مىتواند آن را مورد اجماع ملل قرار داده و به مثابهء شرايع عام غيرمكتوب باشد .
د - وجود الفت ميان طبع و قضيه برحسب ترتيب ، تأديب و عادت نيز يكى از اين اسباب است . اين صنف ممكن است مختلف باشد .
ه - يكى ديگر از اسباب ، اين است كه خلقى از اخلاق مقتضى آن قضيه باشد ، مانند غيرت و حميت نسبت به حس محافظت از حرم ، حياء نسبت به زشتى كشف عورت .
رقّت و رحمت نسبت به زشتى آزار حيوان بدون فايده .
و - مشاكلت و شباهت حق به ظاهر قضيه ، اگرچه در حقيقت و به وجهى پنهان ، مخالف باشد . شهرت به سبب اسم مشترك از اين قبيل است . همچنين مىتوان امرى را در صورت مقيّد بودن به شرطى كه حق بوده اما بدون آن قيد از مشهورات باشد ، از اين قبيل دانست .
ز - استقراى جزئيات ، عوام معمولا اگر بر مسألهاى يك مثال يا بيش از آن يافته و بر نقصى ظاهر واقف نشوند ، به آسانى تسليم آن مىشوند .
از آنجا كه اسباب شهرت مختلفاند ، ازاينرو خود شهرت نيز از نظر كميت و كيفيت مختلف خواهد بود . اعتبار اول مقتضى آن است كه شهرت به سه قسم تقسيم شود : مشهور حقيقى ، مشهور ظاهر ، شبيه به مشهور .
مشهور حقيقى ، قضيهاى است كه برحسب تعقب رأى بوده و در همهء احوال مشهور باشد . چنين قضيهاى ممكن است شهرتش پوشيده بوده و با ذكر مثالى كه مطابق باشد ، واضح شود .
مشهور ظاهر ، قضيهاى است كه در نظر اول مشهور بنمايد ، اما با دقت و تعقب معلوم شود كه مشهور نيست .
شبيه به مشهور ، قضيهاى است كه به سبب عرضى غيرلازم ، مشهور بنمايد ، اما با زوال عرض مشهور نباشد . و بنابراين شهرت آن موقت و برحسب حالى خاص خواهد بود ، اما در غير آن وقت و حال ديگر مشهور نيست .
مشهور ظاهر را مىتوان در خطابيات استعمال نمود . اما شبيه به مشهور چنانكه بعد از اين خواهيم گفت در قياسهاى مشاغبى استعمال مىشود . اما هيچكدام را نمىتوان در
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى ) — صفحة 499
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص٤٩٩