بالذات مانند مفارقات كه مبادى اولى وجودند ، و امور ابداعى به حد مانند مقادير و اعداد .
3 - بعضى از اين علل ، علت وجود بعضى ديگر بوده - مانند فاعل كه علت وجود صورت است - و برخى علت عليت بعضى ديگرند - مانند غايت كه علت فاعل شدن فاعل است .
4 - غايت از نظر ماهيت ، علت بوده و از نظر وجود معلول است . پس از نظر ماهيت تقدم داشته و از نظر وجود متأخر است . اما فاعل هم به ماهيت و هم به وجود ، علت بوده و متقدم بر معلول است .
5 - ممكن است بعضى از اين علل با بعضى ديگر به نوع متفق باشند ، مانند محرك و متحرك در صورتى كه هردو جسم باشند . و نيز مانند آتش كه مقتضى تبديل بعضى از اجسام به آتش است . در اين صورت فاعل و صورت و غايت به نوع با همديگر متحدند .
و ممكن است اين علل با همديگر مختلف باشند .
6 - بعضى از فاعلها ، فاعل تاماند ، يعنى تمام جهات مؤثريت در آنها هست و در فاعليت به چيزى خارج از ذات خود محتاج نيستند مانند آنچه كه آلاء ( نعمتهاى ) طبيعت است و نيز مانند بعضى از علل طبيعى . در اين صورت ، اگر فعل مادى باشد فقط موقوف بر استعداد ماده است و وقتى ماده مستعد شد آن فعل حاصل مىشود ، مانند افاضهء صور بر ماده . و اگر فعل مادى نباشد ، هميشه موجود است ، مانند نفس ماده كه از امور ابداعى است .
اما بعضى فاعلها ، فاعل تام نيستند ، مانند : الف - فاعلان صناعى كه تا قدرت ، آلت ، اراده و شرايط ديگر حاصل نشود نمىتوانند فاعل باشند . ب - فاعلان طبيعى ، كه تا شرايط ديگر حاصل نشود باز فاعل نيستند ، مانند طبيعت كه در صورتى مىتواند جسم طبيعى بر استقامت را به خروج از مكان طبيعى حركت دهد كه موانع از ميان رفته و شرايط ديگر نيز موجود باشد ، و نيز مانند افيون كه در صورتى مىتواند تأثير خود را اظهار كند كه از حرارت غريزى متأثر شود . ج - فاعلان نفسانى .
بنابراين در امثال اين فاعلها ، فعل از فاعل تأخر داشته و صرف وجود استعداد ماده در فعل كافى نيست . و فعل ، بعد از حصول شرايط ، به واسطهء حركتى از فاعل صادر
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى ) — صفحة 390
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص٣٩٠