ضرب است . همچنين در كدام تأليف از عين مقدمات مىتوان به نتيجه رسيد و در كدام تأليف از لوازمى كه در قوت مقدماتند ، نتيجه به دست مىآيد .
همچنين معلوم مىشود كه :
در شكل اوّل ، نتيجه با عكس هريك از دو مقدمه ، منتج عين مقدمهء ديگر بوده ، صغرى به جاى كبرى قرار مىگيرد [ و صغرى به جاى صغرى و كبرى به جاى كبرى مىگردد ] . عكس نتيجه با هريك از دو مقدمه ، منتج عكس مقدمهء ديگر است و صغرى كبرى و كبرى صغرى مىشود .
در شكل چهارم ، بر خلاف اين است ؛ يعنى عكس نتيجه با عكس هر مقدمه ، منتج عين مقدمهء ديگر است ، البته به شرطى كه صغرى و كبرى تبديل به همديگر شوند .
همچنين عين نتيجه با عين هر مقدمه ، منتج عكس مقدمهء ديگر خواهد بود به شرطى كه صغرى و كبرى تبديل نشوند .
در شكل دوم ، نتيجه با عكس كبرى ، منتج عين صغرى بوده ، عكس نتيجه با صغرى ، عين كبرى را منتج خواهد بود . به شرطى كه در هردو فرض ، نتيجه به عنوان كبرى قرار گيرد .
در شكل سوم ، از آنجا كه نتيجه جزئى است ، نمىتواند به عنوان كبراى شكل اوّل واقع شود . بنابراين از هيچ مقدمهاى كه با نتيجه تأليف شود ، نمىتوان به عين مقدمهء ديگر رسيد ، اما از عين نتيجه و عكس كبرى مىتوان به عكس صغرى رسيد و نيز از عكس نتيجه و عكس صغرى ، مىتوان به عكس كبرى دست يافت . البته به شرطى كه نتيجه صغرى باشد .
همهء اين نتايج براساس شكل اوّل بود . در مورد ديگر تأليفات نيز به همينگونه بايد قياس نمود . در جداول « 33 ، 34 ، 35 و 36 » حال همهء تأليفات ممكن در همهء ضروب اشكال معلوم مىشود . همين مقدار در بيان قياس دور كافى است . « 1 »
از بيانى كه در مورد قياس دور گفته شد ، معلوم گرديد كه اگر در بعضى مواد نتيجهاى كه از ضرب اوّل شكل اوّل به دست مىآيد ، با حفظ كميت منعكس گردد ، لازم مىشود
هامش
( 1 ) - ر . ك : جداول شماره 33 الى 36 ، صص 702 - 705 .