2 ) اشتراك مقدمات در جزئى غيرتام است .
بحث خود را از قسم اول آغاز كرده ، سپس قياسهايى را كه از شرطيات و حمليات باشد ، مطرح مىكنيم ، زيرا در آن نوع ، اشتراك از جانب حمليات در جزئى تام بوده اما از جانب شرطيات در جزئى غيرتام است . در پايان بحث هم در باب اقترانياتى كه از هردو جانب اشتراك در جزئى غيرتام باشد ، سخن خواهيم گفت . ان شاء اللّه .
همانگونه كه در بحث حمليات گفته شد ، قرينههايى كه از قضاياى شرطى متصله باشند ، به هيأت اشكال چهارگانه تشكيل قياس مىدهند . زيرا به جاى « موضوع » ، « مقدم » بوده و به جاى « محمول » ، « تالى » است . حدود سهگانه ( اصغر ، اوسط ، اكبر ) در اين موضع ، قضايا هستند . شرايط انتاج ، ضروب منتج و عقيم ، بىنيازى شكل اوّل از توضيح و بيان ، احتياج ديگر اشكال به بيان ، بيان از راه عكس و قلب مقدمات ، افتراض و خلف در سه شكل آخر ، همگى همانگونه هستند كه در حمليات گفته شد و هيچتفاوتى ميان متصلات و حمليات از اين جهات وجود ندارد .
مثال ضرب اوّل از شكل اوّل : هرگاه الف ب باشد ج د است و هرگاه ج د باشد ، ه ز است ، پس هرگاه الف ب باشد ه ز است .
مثال شكل دوم : هرگاه الف ب باشد ، ج د است ، هرگز اينگونه نيست كه چون ه ز باشد ، ج د باشد ، پس هرگز اينگونه نيست كه چون الف ب باشد ، ه ز باشد .
مثال شكل سوم : هرگاه الف ب باشد ، ج د است ، و هرگاه الف ب باشد ، ه ز است ، پس گاهى از اوقات چون ج د باشد ، ه ز است .
مثال شكل چهارم : هرگاه الف ب باشد ، ج د است و هرگاه ه ز باشد ، الف ب است ، پس گاهى از اوقات چون ج د باشد ، ه ز است .
در افتراض تعيين حال و وضع در اين قضيه كه گاهى از اوقات چون الف ب باشد ، ج د است ، چنين عمل مىكنيم : آن حالى را كه وضع الف ب با وجودش همراه ج د است ، معين مىكنيم و اين مثلا وقتى است كه ح ط باشد ، پس هرگاه ح ط باشد ، ج د است و اين قضيهاى كلى است و عكسش جزئى . و نيز هرگاه ح ط باشد ، الف ب است و اين نيز قضيهاى كلى است و عكسش جزئى . از اين چهار قضيه ، دو قضيه متروك است و دو قضيهء ديگر با مقدمهء كلى از قياسى كه به افتراض محتاج است ، تأليف مىگردد تا دو
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى ) — صفحة 286
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص٢٨٦