كتابت است ، ضرورى است ، زيرا كتابت به اين محمول نيازمند است . اما متحرك براى اسود ( سياه ) كه به معنى شيئى داراى سياهى است ، ضرورى نيست ، زيرا نه ذات سياه نيازمند به متحرك است و نه وصف آن .
اكنون كه اصول فوق معلوم شد ، بايد بگوييم : اين قسم از نظر عقل اعتبارى خاص دارد ، اما از نظر استعمال به عنوان قسمى خاص شمرده نمىشود و داراى اعتبار جداگانه نيست . زيرا اعتبار ضرورت ذاتى بر ساير اعتبارات عارض مىشود .
مطلب فوق در ساير اقسام ديگرى هم كه بعدا اشاره مىكنيم ، به همين قياس ديده مىشود .
ب - عرفى دائم ، يعنى محمول هم به حسب ذات و هم به حسب وصف دائم باشد .
اين اعتبار به صنف دائم مطلق بازگشت مىكند .
ج - عرفى دائم لاضرورى ، يعنى محمول به حسب وصف دائم مطلقى باشد كه ضرورى و لا ضرورى را شامل شود . اما به حسب ذات دائم لا ضرورى باشد . قسم پيشين مشتمل بر اين قسم و قسم اول است . اين صفت نيز داراى اعتبارى خاص و جداگانه نيست .
د - عرفى لا ضرورى ، كه از نظر وصف دائم اما به حسب ذات لا ضرورى است . اين قسم را مىتوان اعتبار نمود .
ه - عرفى لا دائم كه از نظر وصف دائم ولى از نظر ذات لا دائم است . اين قسم را اعتبار مىكنند . چنانكه گفته شد ، عرفى را كه شامل اين پنج قسم است ، عرفى عام ، و اين قسم را عرفى خاص ناميدهاند . اگر قسم چهارم را اعتبار كنيم ، بايد آن را عرفى خاص و قسم پنجم را عرفى اخص بناميم . در اين قسم نسبت وصف موصوف با ذاتش لادوام است ، زيرا اگر دائم باشد ، از آنجا كه محمول به حسب وصف دائم بوده وصف نيز به حسب ذات دائم است ، بنابراين دائم ، دائم خواهد بود و محمول نيز به حسب ذات دائم خواهد شد ، در حالى كه فرض اين است كه محمول به حسب ذات لادائم است ، از اينرو وصف ذات لادائم است . اما در اقسام گذشته نسبت وصف موضوع با ذاتش هم مىتواند دائم باشد هم لا دائم ، بنابراين اطلاق عام است .
همچنانكه قسم دوم مشتمل بر قسم اول و سوم بود ، قسم چهارم نيز مشتمل بر قسم
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى ) — صفحة 177
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص١٧٧