تقابل بالفعل و بالقوة و لازم هريك نيز معلوم مىشود . در صورتى كه اين مباحث ملكه شود ، قدرتى كامل براى تصرف در معانى پديد مىآيد و اصناف ديگر تلازم كه ممكن هستند ، روشن مىگردد . و بالله التوفيق .
فصل چهاردهم : تلازم و تباين قضايا به اعتبار استوا و انعكاس اجزا و مقابلات اجزا
هر معنى كلى مفردى كه بتواند به عنوان جزء قضيهء حمليه قرار گيرد ، خواه محصل باشد خواه معدول ، در صورتى كه آن را با معنى ديگرى مانند آن اعتبار كنند ، از دو حال خارج نيست :
الف - يا به صورت ايجاب كلّى مىتوان يكى را بر ديگرى حملى نمود .
ب - يا بدين صورت قابل حمل نيست .
صورت نخست نيز داراى دوگونه است : يا به همانگونه كه به صورت ايجاب كلى يكى بر ديگرى حمل مىشود ، ديگرى نيز بر آن يكى به همين صورت حمل مىشود يا نه . اگر هردو به صورت ايجاب كلى بر همديگر حمل شوند ، آندو معنى در دلالت متساوى هستند . ولى اگر فقط يكى بر ديگرى حملى مىشود ، يكى عامتر و ديگرى خاصتر خواهد بود . در صورتى كه هيچكدام بر ديگرى قابل حمل نيستند ، ميان آن دو مباينت وجود دارد .
اين مباينت ممكن است به يكى از صور ذيل باشد :
الف - اجتماع هردو و خلو از هردو ممكن است .
ب - جمع ممكن است و خلو ممتنع .
ج - خلّو ممكن است و جمع ممتنع .
د - اجتماع و خلو هردو ممتنع است .
هركدام از ايندو معنى در صورتى كه به عنوان موضوع يا محمول قرار گيرند ، در صحت ايجاب و سلب تفاوتى نمىكند : مگر در صورتى كه يكى خاصتر و ديگرى عامتر باشد ، زيرا بين اينكه خاص موضوع و عام محمول باشد يا خاص محمول و عام موضوع تفاوت وجود دارد .