مهمله از نظر كذب با موجبهء عدميه در چهار صورت قابل جمع هستند ، اما مقابل اين دو كه عبارتند از سالبهء محصله و سالبهء عدميه در آن چهار صورت از نظر صدق قابل جمع هستند . موجبهء معدوليه با سالبهء عدميه فقط از نظر صدق در سه صورت قابل جمعاند ، اما سالبهء معدوليه با موجبهء عدميه در همان سه صورت فقط از نظر كذب قابل جمع هستند .
هرگاه موضوع قضيه لفظى كلّى باشد ، به حسب حصر عقلى ، سى و دو صورت خواهد بود ، زيرا اختلاف اقسامى كه در اشخاص ذكر شد ، ممكن است . از اين سى و دو صورت ، شش صورت بسيط ، ده صورت ثنايى ، ده صورت ثلاثى ، پنج صورت رباعى و يك صورت نيز خماسى است . از آنجا كه تركيب معدوم با معدوم ممكن نيست ، از اين جهت آن را در آخر ذكر نمودهايم . اين سى و دو صورت عبارتند از :
بسائط
1 - موضوع قضيه عبارت است از اشخاص مردم و فرض مىكنيم كه همه دانا هستند .
2 - اشخاص مردم ، و فرض مىكنيم كه همه جاهلاند به صورت جهل مركب كه ضد علم است نه جهل بسيط كه عدم علم است .
3 - اشخاص مردم اما همه متوسط ميان علم و جهل يا مختلط العلم و الجهل .
4 - همه از نظر علم و جهل بالقوه ، مانند كودكان .
5 - همه از نظر علم و جهل بدون استعداد ، مانند ديوانگان .
ثنائيات
6 - بعضى دانا و بعضى جاهل .
7 - بعضى دانا و بعضى متوسط .
8 - بعضى بالفعل دانا و بعضى بالقوه .
9 - بعضى دانا و بعضى بدون استعداد .
10 - بعضى جاهل و بعضى متوسط .
11 - بعضى بالفعل جاهل و بعضى بالقوه .