علامه محقق شيخ انصارى ( 1 ) طاب ثراه در بحث قطع رسائل ، پس از آنكه
هامش
( 1 ) حجة الحق و آية البارى شيخ مرتضى بن محمد امين انصارى دزفولى متولد 1214 ( در طبقات
الإجازات بالروايات : 404 ، 1211 نوشته كه غلط است ) و متوفى 1281 ( در فهرست كتابخانه
مجلس 7 : 201 ، و 10 : 1279 ، 1284 نوشته كه آن هم غلط است ) كه در نزد فقهاء به ( شيخ )
معروف ، و به علم و تحقيق و زهد و تقوى ، موصوف است يكى از مفاخر عالم اسلام ، و صاحب كتب
فقهى و اصولى و رجالى است ، از آن جمله رسائل و مكاسب كه از كتب درسى مى باشند و حواشى
زياد بر آنها نوشته شده .
ترجمه شيخ انصارى طاب ثراه در كتب تراجم موجود است و كتاب هاى جداگانه در شرح حال آن
عالم يگانه نوشته شده از آن جمله حدائق الأدب تاليف امين الواعظين دزفولى مذكور در الذريعة
6 : 281 ، و زندگى نامه استاد الفقهاء شيخ انصارى تأليف سبط فاضل شيخ ، ضياء الدين سبط الشيخ
متوفى در 1415 كه در عين اختصار ، از كيفيتى خوب برخوردار و خالى از تعصّب و مبالغه بوده و
مختصر و مفيد است ، و زندگانى و شخصيت شيخ انصارى ، تاليف سبط ديگر شيخ ، فاضل محترم ،
شيخ مرتضى بن محمد جعفر انصارى معاصر ، كه در 1380 و 1402 و 1415 چاپ شده است .
چون مؤلف اين كتاب از خاندان شيخ است و از امين الواعظين مذكور استفاده كرده ( * ) كه اوهم از همين خاندان انصارى است . به مضمون ( أهل البيت أدرى بما في البيت ) اين كتاب از بهترتي مصادر ترجمه شيخ قدس سره مى باشد ، اما چون بيشتر نظر مؤلف به كميت وحجم كتاب بوده به كيفيت آن ، بازماندگان وشاگردان ومحشيان كتب شيخ را از مصادر چاپى با سهو ونقص موجود در بعضى از آنها
( * ) در مكارم الآثار 1 : 489 درباره حدائق الأدب امين الواعظين فرموده : « و ما خود در ماه ربيع الاوّل سنه 1352 در تهران در
منزل مسكونى خودش ( امين الواعظين ) به مطالعه آن كتاب ( حدائق الأدب ) فائز شديم و يادداشتهائى از آن بر داشتيم و
اينك پس از قريب سى سال كه كتاب زندگانى و شخصيت شيخ را ديديم آن تفاصيل را بعينه در آن مى يابيم » .
نقل كرده و خود نيز اشتباهات و نواقصى دارد كه ما به پارهاى از آنها اشاره مى كنيم ( * ) :
در مقدمه تعريف و تمجيد از انصار كرده اما به مذمومين و منحرفين آنها اشارهاى ننموده است .
كلمه معاريف را كه غلط و معارف صحيح است در صفحات متعدد آورده از آن جمله در 8 و 140
و 158 .
صفحه 36 در نام حارث كه قدما آن را بى الف نوشتهاند اما با الف تلفظ كردهاند ترديد نموده كه
تلفظ آن بى الف و يا با الف است و اين ترديد در واضحات است و هيچكس آن را بى الف نخوانده و
الف را منظور داشتهاند به دليل آنكه در كتب رجال كه مرتب بر حروف تهجى است آن را قبل از حازم و
حبيب نوشتهاند .
صفحه 67 نام پدر حجت الاسلام شفتى را كه محمد نقى با نون است با تاء نوشته و وفات او را كه
1260 بوده 1270 پنداشته با اينكه ماده تاريخ او را كه موافق 1260 مى باشد از نخبة المقال نقل كرده .
صفحه 90 آيه آخر سوره عنكبوت ( وَالَّذِينَ جاهَدُوا فِينا . . . ) را به صورت و من جاهد فينا
آورده .
صفحه 115 نام شهيد ثانى را زين الدين على نوشته با اينكه على نام پدر او است .
در 117 گفته مفتاح الكرامة هشت جلد است با اينكه بيشتر است و ده جلد آن چاپ شده .
( * ) اين اشاره به چاپ اوّل است و در چاپهاى بعد اشتباهات و نواقص فوق الذكر را با توجه به تذكّر ما رفع نموده ولى اشتباهات
ديگرى دارد كه نظر به ارزش وقت ، وقابل نبودن اصل آن مطالب ، از تذكر آنها صرف نظر گرديد .
چاپ يزد در 1277 كه شيخ محمد تقى بن محمد باقر شريف يزدى از فتاوى وى جمع كرده به طورى
كه در فهرست عربى مشار : 806 مذكور است ، و رساله مستقل در براءت و احتياط نامى نبرده و
همچنين به مسائل احتياطى شيخ كه سيد حسين كوهكمرى كه از اعاظم شاگردان او است و در رساله
جداگانه در حيات شيخ آنها را جمع آورى كرده اشارهاى ننموده است يك نسخه مورخ 1274 به خط
شيخ محمد حسن مامقانى فقيه معروف نزد نگارنده موجود است و از جوابهاى شيخ به چهارده مسأله
زردشتيها كه از وى پرسيدهاند و شيخ جواب داده و آنها را ضمن رساله اظهار سياحت ايران تاليف
مانكچى ملقب به درويش فانى ، ترجمه ميرزا باقر كرمانشاهى در بمبئى در 1280 چاپ كردهاند نيز
اطلاعى نداشته .
در صفحه 142 ماده تاريخ فوت شيخ را ( سال عمر شيخ و تاريخ وفاتش شصت و هفت ) آورده ،
ما گوئيم اين تاريخ از صاحب منتخب فصوص اليواقيت است و باقى ابيات در صفحه 66 آن كتاب
چنين است :
آنكه از آباء سبع و امهات اربعه * دير دير آيد چه او اندر جهانى زود رفت
عالمى كين نه صدف را يك در شهوار بود * كرد عالم را يتيم و آن درّ منضود رفت
با هزاران هم و غم بعد از وفاتش گفتمى * سال عمر شيخ و تاريخ وفاتش شصت و هفت
1281
در صفحه 147 نام مقابس را مقابيس نوشته .
در صفحه 169 كه خواسته شاگردان شيخ را با رعايت حروف تهجى در نامها بنويسيد نخست ابراهيم و ابو تراب و احمد آنگاه ميرزا آغا سيد آغا را نوشته در حالى كه اين نام مقدم بر سايرين است زيرا مركب از دو الف بوده و غين حرف سوم است . و بسيارى از آنان را ننوشته مانند شيخ على بن محمد بن شيخ صالح شوشترى كه در سفر و حضر ملازم شيخ بوده و در نقباء البشر : 1523 مذكور
است . و امامقلى بن حسينقلى قوابلى مازندرانى معروف به ملا امام صاحب جنة الحواس في رفع
الوسواس و رسالهاى در حقيقت شيطان و حكمت خلقت آن ، و غيره .