در شب جمعه 8 رجب 1033 بوده و چنان كه گفتيم در 1073 به قصد سكونت به مشهد رضوى رفته و تا هنگام مرگ در آنجا بوده است .
مكرر به حج رفته يك بار در 1057 به همراهى شيخ على بن سودون عاملى به طورى كه در شرح حال او نوشته ( 1 ) بار ديگر در 1066 به طورى كه در ذيل ترجمه پدر خود شيخ حسن آورده ( 2 ) .
سومين بار در 1087 يا 1088 بوده كه پياده از حال احرام تا آخر حج بوده ، و عدهاى قريب هفتاد نفر پياده او را همراهى كردهاند و در الفوائد الطوسيه خوابى را كه در راه مكه ديده مرقوم داشته ( 3 ) .
سفر چهارم او معلوم نيست در چه تاريخى بوده است و آنچه را كه پيش از اين از جدّ اعلى نقل كرديم كه در سفر حج از بصره تا مكه معظمه او را همراهى كرده ، گويا در اين سفر بوده ، چه آنكه در تاريخ مسافرت اول و دوم او هشت ساله و هفده ساله بوده و براى آن مسافرت با مشقت ، آمادگى نداشته و در سفر سوم واقعهاى شوم و دردناك اتفاق افتاده كه جدّ اعلى به آن اشاره نكرده و آن را محبى كه از علماء عامه و معاصر شيخ حر بوده در ترجمه شيخ حر نوشته ( 4 ) و آن چنين است
هامش
( 1 ) امل الآمل 1 : 120 .
( 2 ) امل الآمل 1 : 66 .
( 3 ) فوائد الرضوية 2 : 474 ، و مقدمه چاپ امل الآمل : 49 .
( 4 ) صاحب سلافة العصر در صفحه 359 شرح حال شيخ حر را با تجليل شايان آورده و در صفحه 360 عموى شيخ حر را كه هم نام او است محمد بن على نوشته واو را شاعرى اديب معرفى كرده و نمونه اى از شعر او را آورده و صاحب خلاصة الأثر ترجمه شيخ حر را از سلافه نقل كرده اما در نقل اشتباه نموده و آنچه را مربوط به عموى او است از صاحب سلافه در شرح حال او آورده و عبارت او
مضطرب و نامفهوم است ، زيرا كه ظاهرش آن است كه قضيه فوق را از سلافه نقل كرده ، چون پس از
آن گفته « قلت وهذه القصّة التي قد ذكرها . . . » و فاعل ذكرها جز صاحب سلافه نيست ، در حالى كه در
سلافه چنين چيزى نيامده .