5 - شيخ جعفر ( 1 ) فرزند كمال الدين بحرانى
( 000 - 1091 )
استاد سيد در شيراز و از علماء اصولى بوده ، كه او را به شيخ جعفر بحرانى مجتهد ، توصيف نمودهاند ( 2 ) .
از مشايخ جدّ اعلى هم بوده ، كه در اجازه شيخ حسين بن محيى الدين چنين نوشته « وأجزته أيضاً بإجازتي عن شيخيّ الشيخين الورعين الشيخ جعفر البحراني والشيخ . . . » ( 3 ) .
و در خاتمه أنوار النعمانية ( 4 ) ، فرموده « ما جماعتى بوديم كه درس مى خوانديم نزد شيخ جليل ، شيخ جعفر بحرانى ، و آن درس را ديگران مى خواندند و من گوش مى دادم ، پس چون در درس حاضر مى شديم ، هر كس پيش نشسته بود به او مى گفت قراءت كن و مى نشست نزد قارى و ما را تشجيع و تشويق مى نمود كه درس را به وسيله مطالعه و فكر خود بفهميم و مى گفت كه شاگرد بايد به وسيله خود درس را بفهمد و استاد فقط جهت تيمن و تبرك است ، اتفاقاً خبر فوت جماعتى از اعمام و ارحام ما رسيد ، پس يك روز من و برادرم سيد نجم الدين درس را ترك كرده و مشغول عزادارى ايشان شديم ، روز ديگر كه به درس رفتيم
هامش
( 1 ) اين شخص غير از شيخ جعفر ابو البحر خطى بحرانى متوفى حدود 1040 ، صاحب ديوان شعر
مطبوع در 1373 بوده .
( 2 ) منبع الحياة : 46 .
( 3 ) رجوع شود به صفحه 263 .
( 4 ) الأنوار النعمانية : 467 .