ميلى شرق آن واقع شده است .
[ تعهّن :
نام چاهى است در ميان راه مكه و مدينه كه در سه ميلى « سقيا » واقع است .
به نقل ابن اسحاق ؛ راهنماى راه ، پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله را به هنگام هجرت از كنار آن عبور داد . ]
( 1 )
تغلمان :
جايى است در اطراف ربذه ، از نواحى مدينة النبى . در غزوهء دومة الجندل از اين مكان نام برده شده است .
[ تقصير :
عبارت است از كوتاه كردن مقدارى از ناخن يا موى صورت ( ريش و يا سبيل ) كه پس از سعى ميان صفا و مروه در مكه و پس از قربانى در منا انجام مىگيرد و با اين كار ، حاجى از احرام خارج مىشود و در قرآن كريم به آن اشاره شده :
. . . مُحَلِّقِينَ رُؤُسَكُمْ وَ مُقَصِّرِينَ . . .
« 1 » ]
[ تلبيد :
تلبيد آن است كه شخص هنگام احرام موهاى خود را با صمغ يا خطمى و يا مادّهء چسبندهء ديگر به هم بچسباند تا آن را از ژوليدگى و شپش محفوظ دارد .
به نقل ابن اثير در « نهايه » كسانى دست به اين كار مىزدهاند كه مدت زمانى بيشتر در حال احرام باقى مىماندهاند . « 2 »
در زمان جاهليت حاجيانى كه قصد حلق ( تراشيدن سر خود را ) نداشتند ، تلبيد مىكردند و به چنين فردى « ملبّد » مىگفتند و اين كار را براى آن انجام مىدادند كه لابلاى موهاى بلندشان ، بواسطهء كمبود آب و وضعيت نامناسب بهداشت ، جايگاه حشراتى چون كيك و شپش نگردد . ]
( 2 )
تلعات اليمن :
در « المناسك » آمده است :
از ابواء تا تلعات اليمن دو ميل فاصله است و آن درّههايى است كه هنگام عبور شخص ، از وادى ابواء ، در سمت چپ او قرار مىگيرد . . . يمن در اينجا به معناى جهت قبله يا جنوب و يا سمت راست است .
سمهودى مىنويسد : چون از وادى ابواء دو ميل طى كردى ، در سمت چپ تو درّههايى قرار دارد كه به آنها « تلعان اليمن » مىگويند . در متن به همين شكل آمده اما به نظر مىرسد « تلعات » باشد .
هامش
( 1 ) . فتح : 27 .
( 2 ) . طريحى ، ج 4 ، ص 104 ؛ لسان العرب ، ج 3 ، ص 386 ، مادهء « لبد » .