( 1 )
« ق »
( 2 )
قاحه :
در لغت به معناى حياط خانه است . در حديث هجرت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از اين محل نام برده شده و آمده است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله هر بار با عبور از آن ، به مكّه مسافرت مىكرد ؛ چرا كه در مسير درب الأنبيا ( جادهء پيامبران ) ( راه حج ) كه مدينه را به مكه وصل مىكرده ، قرار داشته است .
قاحه واديى است به طول نود كيلومتر و يكى از ريزابههاى آن « فاجّه » مىباشد .
اين وادى از صدر اسلام تا بعد از سال 1370 ه . ق . همواره گذرگاه كاروانهاى حج بوده ، اما بعدا راه ( راه ماشينرو ) از آنجا به سمت بدر و وادى الصفراء تغيير داده شد . در قديم ، در وادى قاحه روستاى قاحه ، ميان مدينه و جحفه ، بوده كه بعدها از بين رفته است . اين روستا قبل از « سقيا » به سمت مدينه قرار داشته است - نقشهء راهها .
[ قادس :
از نامهاى مكهء مكرّمه است . « 1 » ]
( 3 )
قادسيه :
جايى بوده ميان نجف و حيره به سمت شمال غربى كوفه و جنوب كربلا . جنگ معروف قادسيه ، به فرماندهى سعد بن ابى وقاص ، در همين محلّ رخ داد .
( 4 )
قار ( ذو قار )
: قار و قير ( هر دو ) به معناى قطران يا مادهء سياهرنگى هستند كه كشتىها را با آنها اندود مىكنند ؛ يكى ديگر از معانى « قار » درخت مرّ است .
« ذو قار » آبى بوده در نزديكى كوفه كه به بكر بن وائل تعلق داشته است . جنگ
هامش
( 1 ) . ياقوت ، ج 5 ، ص 182 ؛ ازرقى ، ج 1 ، ص 280