Skip to main content

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — Page 316

Contributors:

P.316
زيرا در آن موقع كه اين جانور دست از طبيعت نابينايى خود بر دارد ، تكيه ها بر خورشيد خواهد زد و به هستى او اعتراف خواهد كرد . شهبازان كائنات كه طبيعت خفاشى ندارند ، با ديدگان بازشان موجود برين را مىبينند و اگر آن شهباز چشم باز و ديده ور بخواهد نمو و هستى خود را از تاريكىهاى شب بجويد ، خورشيد تأديبش مىكند و گوشمالش مىدهد و -
( ( 3398 ) ) گويدش گيرم كه آن خفاش لُد علتى دارد ، تو را بارى چه شد ؟
من اينك گوشمالىها به تو خواهم داد و در زجر و مشقتها غوطه ورت خواهم ساخت تا ديگر از خورشيد جهان تاب سر بر نگردانى .