پرش به محتوای اصلی

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحه 387

پدیدآورندگان:

ص۳۸۷
بار ديگر مجلس ما خرم ودل افروز گشته است ، برخيز و به كورى چشم بد انديشان اسپند در آتش بريز . هر چه در خود مىانديشم مىبينم : -
( ( 946 ) ) نعرهء مستانه خوش مىآيدم تا ابد جانا چنين مىبايدم
اينك هلالى با بلالى يار شده زخم خار بلال به گل وگلزار مبدل شده است . اگر چه از زخمهاى خار بدنم غربالوار سوراخ سوراخ شده است ، ولى جان وجسم وابسته به جانم گلشن سرسبز بخت واقبال گشته است ، بدن مادىام تسليم زخم خار آن منكر پليد ، ولى جانم مست و خراب محبت خداوند ودود است -
( ( 950 ) ) بوى جانى سوى جانم مىرسد بوى يار مهربانم مىرسد
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحه 387 | محمد تقي جعفري