Skip to main content

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — Page 118

Contributors:

P.118
كشيده خواهد شد
مصطفى را وعده داد الطاف حق گر بميرى تو نمىرد اين سبق من كتاب ومعجزت را حافظم بيش وكم كن را ز قرآن رافضم من تو را اندر دو عالم رافعم طاعنان را از حديثت دافعم كس نتاند بيش وكم كردن در او تو به از من حافظى ديگر مجو رونقت را روز روز افزون كنم نام تو بر زر و بر نقره زنم منبر ومحراب سازم بهر تو در محبت قهر من شد قهر تو

دفتر سوم ص 156 « إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا اَلذِّكْرَ وإِنَّا لَه لَحافِظُونَ 15 : 9 . » ( 1 ) ( ماييم كه قرآن يا دين را فرستاديم و آن را حفظ خواهيم كرد . )

( ( 175 ) ) صد هزاران آفرين بر جان او بر قدوم و دور فرزندان او ( ( 176 ) ) آن خليفه زادگان مقبلش زاده‌اند از عنصر جان ودلش ( ( 177 ) ) گر ز بغداد وهرى يا از رىاند بىمزاج آب و گل نسل وىاند ( ( 179 ) ) گر ز مغرب برزند خورشيد سر عين خورشيد است نى چيز دگر ( ( 180 ) ) عيب جويان را از اين دم كور دار هم به ستّارى خود اى كردگار
مقام و الا وعظمت وابسته به عظمت الهى كه خاندان پيامبر اكرام وعترت پاك ومعصوم او دارا هستند . گمان نمىرود از فرق ومذاهب اسلامى رسمى كسى پيدا شود كه در مقام و الا و با عظمت خاندان وعترت پيامبر اكرم ترديدى به خود راه بدهد ، زيرا منابع معتبر
Footnote
( 1 ) سوره الحجر ، آيهء 9 . .