وآينده احساس كرد وديد قدرتى در خود او وجود دارد كه مىتواند پس از آگاهى به كميت وكيفيت ضرورتها ، جهشى انجام بدهد و خود را در حلقه هاى والاترى از زنجير موقعيتها ورويدادهاى جبرى قرار بدهد ، حتما دست به چنين جهش بزند وآنگاه تسبيحى به دست بگيرد . و بگويد : اين يك ضرورت ، آن دو ضرورت ، اين جبر سوم ، آن هم جبر چهارم . . . بحثى در مفاد عنوان ابيات مورد نقد وتحليل كه مدلول امر بين امرين است جلال الدين اين مطلب را در عنوان ابيات مورد نقد وتحليل گفته است : « سنت راهى است كوفتهء اقدام انبياء عليه السلام و بر يمين آن ، راه به بيابان جبر است كه خود را اختيار نبيند وامر و نهى را منكر شود وتاويل كند . از منكر شدن امر و نهى لازم آيد انكار بهشت ودوزخ كه بهشت جزاى مطيعان است ودوزخ جزاى مخالفان و ديگر نگويم به چه انجامد . والعاقل تكفيه الاشاره و بر يسار آن ، راه بيابان قدر است كه قدرت خالق را مغلوب قدرت خلق داند و از آن فسادها زايد كه آن مغ جبرى برشمرد « پس در حقيقت قدر مطلق مانند جبر مطلق در نظر جلال الدين محكوم به بطلان است . اين مطلب مانند شعار رسمى از ائمهء عالم تشيع در فرهنگ اسلامى ثبت شده است ، لذا مناسب است كه منابع اين شعار را متذكر شويم : 1 - هشام بن سالم عن ابى عبد الله عليه السلام قال ان الله اكرم من ان يكلف الناس ما لا يطيقون والله اعز من ان يكون فى سلطانه ما لا يريد . ( 1 ) هشام بن سالم از امام صادق عليه السلام نقل كرده است كه فرمود : خداوند كريمتر از آن است كه مردم را به ما فوق توانايىشان مكلف بسازد [ جبر كه عبارت است از ضرورى
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 383
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٨٣
هامش
( 1 ) مصابيح الانوار ، سيد عبد الله شبر ، ج 1 ص 151 . .