شخصيت افراد را مىسازد ومىجوشاند وبوسيلهء شخصيت رشد يافته كار يا ترك كار را مستند به خود همان شخصيت مىنمايد .
( ( 2975 ) ) اختيار اندر درونت ساكن است
تا نديد او يوسفى كف را نخست
( ( 2976 ) ) اختيار وداعيه در نفس بود
روش ديد آنگه پر وبالى گشود
( ( 2977 ) ) سگ بخفته اختيارش گشته گم
چون شكنبه ديد جنبانيد دم
( ( 2979 ) ) ديدن آمد جنبش آن اختيار
همچو نفحى ز آتش انگيزد شرار
تحرك اختيار در انسانها
اين ابيات يك بيان عمومى در تحرك اختيار است كه از نظر تحليلات روانى در بارهء جبر و اختيار چندان مفيد وضرورى به نظر نمىرسد ، زيرا ابيات مشابه آنها ، بيش از اين اثبات نمىكند كه نيروى اختيار در درون انسانى وجود دارد و اين نيرو هرگز خود به خود به جريان وفعليت نمىافتد ، بلكه عامل وانگيزهاى لازم است كه نيروى اختيار را به حركت وفعليت در آورد .
( ( 2983 ) ) تا بجنبد اختيار خير تو
ز آن كه پيش از عرضه خفته است اين دو خو
ولى جلال الدين در اصل مطلب در اين ابيات صحبت نمىكند كه مسائل زيادى را در بردارد از آن جمله .
1 - تعريف خود اختيار چيست ؟ 2 - انگيزهء خود اختيار نه كار كدامست ؟ 3 - آن چه كه در هنگام فعليت اختيار نقش اساسى را به عهده دارد چيست ؟ 4 - آن چه كه به فعليت رسيدن اختيار را به عهده دارد ، مثلًا شخصيت ،