1 - گاهى اين مسئله را بازيچهء عقول نظرى تلقى كرده ونتيجهء آن را جز اتلاف وقت وبىهوده گويى چيزى نمىداند وصريحا مىگويد : اگر عشق الهى سراغ كسى بيايد ، او را از وسوسه جبر و اختيار نجات مىدهد .
2 - براى تقويت جبر از چندين راه استفاده مىكند . از آن جمله است :
الف - قيوميت مطلقهء خداوندى كه از آياتى مانند « وهو معكم » ( او با شما است ) و « نحن اقرب اليه من حبل الوريد » ( و ما به انسان از رگ گردنش نزديكتريم ) .
ب - مسئلهء قضا وقدر را در موارد متعدد مطرح نموده وبىاختيارى انسان را به طور صريح يا اشارهاى از آن بهره بردارى نموده است .
ج - مشيت وارادهء خداوندى را كه به جهت قابل تجدد بودن با قضا وقدر به معناى معمولى فرق دارد ، براى جبر استدلال مىكند .
د - در ابيات مثنوى گاهى روش جبر علمى را هم پيش مىگيرد ، ولى اين روش در مقابل جبر متافيزيكى ( فاتاليسم ) ووابستگى انسان به خدا ناچيز است .
3 - جلال الدين اختيار را مطرح مىكند وبهترين دلايل را براى اثبات اختيار پيش مىكشد :
چنان كه در همين ده عنوان از دفتر پنجم كه از اين مبحث شروع مىشود ، در اثبات اختيار قدمهاى فوق العاده عالى بر مىدارد و هيچ يك از عوامل جبر متافيزيكى وعلمى را براى اثبات جبر كافى نمىداند .
4 - به طور كلى گاهى جلال الدين از ظواهر طبيعت وانسانها بالاتر مىرود و از افق بالاتر به موجودات وانسانها مىنگرد وناچيزى آنها را مىبيند ، در اين حالت بر تمايلات جبريانهء او افزوده مىشود ، هنگامى كه در ميان موجودات وشئون انسانى به سير وسياحت مىپردازد ، موضوع پيامبران وعقل ووجدان و تكليف ومسئوليت و شرافت ورذالت را مىبيند تمايلات اختيارى او شكوفان مىشود ، و گاهى هم مسئلهء جبر و اختيار را در حالت ابهام مىگذارد ومىگذرد . به همين جهت است كه ما معتقديم اگر كسى بخواهد يك نظريهء
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 338
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٣٨