دور به همان ارتفاع واقعى خود ببيند مرتكب خطا گشته است ، زيرا وضع ساختمان چشم وانبساط نور در فاصلهء دور و ساير عوامل مطابق قوانين طبيعى خود ، بايستى كوه را تپه بنماياند . اين همان مطلب است كه فيزيكدان معروف نيلز بوهر در جملهء ادبى ومعروفش مىگويد كه : « ما در نمايشنامهء بزرگ وجود هم بازيگريم وهم تماشاگر . »
6 - آيا بشر مىتواند خود را از زنجير محدود كنندهء حواس طبيعى نجات بدهد ؟
جلال الدين در كتاب مثنوى به اين سؤال پاسخ مثبت مىدهد ومىگويد :
ور ندانى تو عجوز از شاهدى
بىگمان گشته است چشمت فاسدى
ور تو نشناسى شكر را از صبر
بىگمان شد حسّ ذوق تو خدر
ور يكى شد صوت بلبل با غراب
هست بىشك حسّ سمع تو خراب
ور يكى گشتت سمور وخارپشت
حسّ لمس تو به تو بنمود پشت
بانگ حيزان وشجاعان دلير
هست پيدا چون فن روباه و شير
چارهء كار حواس خويش كن
وانگهى راه طلب در پيش كن ( 1 ) از شش و از پنج عارف گشت فرد
محترز گشته است زين شش پنج نرد
رست او زين پنج حس و شش جهت
از وراى آن همه كرد آگهت ( 2 ) جهد كن تا حس تو بالا رود
تا كه كار حس از آن بالا شود ( 3 ) اى ببرده رخت حسها سوى غيب
دست چون موسى برون آور ز جيب ( 4 ) نور حس را نور حق تزيين بود
معنى نور على نور اين بود ( 5 )
بايستى در مسئله دگرگون كردن حواس و تغيير فعاليت آنها دقت بيشترى انجام
هامش
( 1 ) دفتر ششم ، ص 424 ب 75 وص 425 ب 1 تا 5 . .
( 2 ) دفتر ششم ، ص 420 ب 1 و 2 . .
( 3 ) دفتر ششم ، ص 393 ب 77 . .
( 4 ) دفتر دوم ، ص 79 ب 52 . .
( 5 ) دفتر دوم ، ص 99 ب 13 . .