گواهى دادن دست و پا و زبان بر سر ظالم در دنيا
( ( 2455 ) ) پس همين جا دست و پايت در گزند
بر ضمير تو گواهى مىدهند
( ( 2456 ) ) چون موكل مىشود بر تو ضمير
كه بگو تو اعتقادت وامگير
( ( 2457 ) ) خاصه در هنگام خشم و گفتوگو
مىكند ظاهر سرت را مو به مو
( ( 2458 ) ) چون موكل مىشود ظلم و جفا
كه هويدا كن مرا اى دست و پا
( ( 2459 ) ) چون همىگيرد گواه سِر لگام
خاصه وقت جوش و خشم و انتقام
( ( 2460 ) ) پس همان كس كه موكل مىكند
تا لواى راز بر صحرا زند
( ( 2461 ) ) پس موكلهاى ديگر روز حشر
هم تواند آفريد از بهر نشر
( ( 2462 ) ) اى بده دست آمده در ظلم و كين
گوهرت پيداست حاجت نيست اين
( ( 2463 ) ) نيست حاجت شهره گشتن در گزند
بر ضمير آتشينت واقفند
( ( 2464 ) ) نفس تو هر دم بر آرد صد شرار
كه ببينيدم منم ز اصحاب نار
( ( 2465 ) ) جزء نارم سوى كلّ خود روم
من نه نورم كه سوى حضرت شوم
( ( 2466 ) ) هم چنان كاين ظالم حق ناشناس
بهر گاوى كرد چندين التباس
( ( 2467 ) ) او از او صد گاو برد و صد شتر
نفس اين است اى پدر از وى ببر
( ( 2468 ) ) نيز روزى با خدا زارى نكرد
يا ربى نامد از او يك دم به درد
( ( 2469 ) ) كاى خدا خصم مرا خوشنود كن
گر منش كردم زبان تو سود كن
( ( 2470 ) ) گر خطا كشتم ديت بر عاقله است
عاقلهء جانم تو بودى از الست
( ( 2471 ) ) سنگ مىگردد به استغفار در
اين بود ز انصاف نفس اى جان حر
آيه
« اَلْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وَتُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ . » 36 : 65 ( 1 )
هامش
( 1 ) سوره يس ، آيهء 65 . .