تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
دوم اين كه آيا كدامين دليل قطعى شما را به محاصره شدن در همين كاشانهء طبيعت از ابتداى حالت جنين تا گردنهء هراس انگيز مرگ راهنمايى كرده و غائلهء پس از مرگ را به طور قطع منفى ساخته است ؟ اگر چنين دليلى داشتيد ، چرا بهمهء افراد انسانى تسليم نكرديد ، تا همگان مانند شما از آرامش برخوردار گشته و هيچ گونه نگرانى در بارهء روز واپسين نداشته باشند ؟ چه اندازه بجا بود كه روزى بعضى از آن متفكرين كه با تسليت موقت آن هم محدود بهنگام بحث و مذاكرهء فلسفى به گمان خود ، مردم را از انديشهء وخامت غوغاى مرگ و غائلهء ما وراى مرگ باز مىدارند ، به خود مىآمدند و دقيقتر و مفيدتر فكر مىكردند و راه تأمين عاقلانه را در زير پاى فرزندان آدم هموار مىنمودند .

7 - عوامل نگرانى و اندوه در هنگام تجسم هيولاى مرگ

ابن سينا عوامل ترس و نگرانى و اندوه در هنگام تجسم هيولاى مرگ را بقرار زير مىگويد : ( 1 ) » 1 - جهل به ماهيت مرگ . » چون هيچ انسانى از طرق معمولى نتوانسته است جدايى روح از بدن را در خود مشاهده نمايد ، را هم كه در ديگران ديده است حركات و سكنات محدود و به ظاهر ناچيز بوده است . پاسخ ابن سينا به اين عامل اين است كه مرگ در حقيقت چيزى جز رها كردن روح ، كالبد ماديش را كه بمنزله آلت كار او بوده است ، نيست . و آن چه كه متلاشى مىشود و از بين مىرود بدن مادى است نه روح ، زيرا روح يك جوهر ابدى است . اين پاسخ از يك جهت صحيح است ، ولى نمىتواند حقيقت مرگ را كاملًا روشن بسازد ، زيرا چنان كه رابطهء پيوستگى روح با بدن مجهول است ، جدا شدن آن نيز با شناختن متلاشى شدن بدن و بقاى روح مجهول خواهد ماند . اين پديده مانند خالى كردن آب از كاسه نيست بلكه از كار افتادن دستگاه

هامش
( 1 ) رسالة فى دفعالغم من الموت ، ابن سينا ، ص 49 و 50 . .