وجه عبرت گرفتن از اين حكايت و يقين دانستن ان مع العسر يسرا
( ( 3255 ) ) عبرت است اين قصهاى جان مر تو را
تا شوى راضى تو در حكم خدا
( ( 3256 ) ) تا كه زيرك باشى و نيكو گمان
چون ببينى واقعهء بد ناگهان
( ( 3257 ) ) ديگران گردند زرد از بيم آن
تو چو گل خندان گه سود و زيان
( ( 3258 ) ) ز انكه گل گر برگ برگش مىكنى
خنده نگذارد نگردد منثنى
( ( 3259 ) ) گويد از خارى چرا افتم به غم
خنده را من خود ز خار آورده ام
( ( 3260 ) ) هر چه از تو ياوه گردد از قضا
تو يقين دان كه خريدت از بلا
( ( 3261 ) ) ما التصوف ؟ قال وجدان الفرح
فى الفؤاد عند اتيان الترح
( ( 3262 ) ) آن عقابش را عقابى دان كه او
در ربوده موزه را ز ان نيك خو
( ( 3263 ) ) تا رهاند پاش را از زخم مار
اى خنك عقلى كه باشد بىغبار
( ( 3264 ) ) گفت لا تأسوا على ما فاتكم
ان اتى السرحان و اردى شاتكم
ليك گفت آن فوت شد غمگين مشو
ز انكه گر شد كهنه آيد باز نو
گر بلا آيد تو را اندُه مبر
ور زيان بينى غمِ آن را مخور
( ( 3265 ) ) كان بلا دفع بلاهاى بزرگ
و ان زيان منع زيانهاى سترگ
راحت جان آمد اى جان فوت مال
مال چون جمع آمد اى جان شد و بال
آيه
« لِكَيْلا تَحْزَنُوا عَلى ما فاتَكُمْ وَلا ما أَصابَكُمْ وَالله خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ . » 3 : 153 ( 1 ) ( تا به آن چه كه از دست شما رفته است و به آن چه كه به شما اصابت نموده است ، اندوهگين نباشيد ) . « لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ وَالله لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ . » 57 : 23 ( 2 )
هامش
( 1 ) سوره آل عمران ، آيهء 152 . .
( 2 ) سوره الحديد ، آيهء 3 . .