« عالِيَهُمْ ثِيابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَساوِرَ مِنْ فِضَّةٍ وَسَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً . » 76 : 21 ( 1 ) ( لباسهاى شفاف و نازك و سبز و بافته شده هاى مستحكم روى بدن آنان را پوشانيده و از اشياء شفاف نقرهاى [ كه فوق العادهء زيبا خواهد بود ] مزين گشته و خدايشان از شراب طهور آنان را سيراب مىكند ) .
( ( 3212 ) ) آب كم جو تشنگى آور به دست
تا بجوشد آبت از بالا و پست
( ( 3213 ) ) تا نزايد طفلك نازك گلو
كى روان گردد ز پستان شير او
تا احساس نيازمندى نشود قدمى در راه تكامل برداشته نخواهد شد
اين اصل احساس احتياج و تكامل را جلال الدين با بيان مختلفى در مثنوى متذكر شده و اهميت مخصوصى به آن قائل شده است .
اين اهميت كاملًا بجا است و اى كاش بشريت مخصوصاً متصديان پيش برد قافلهء انسانيت اين اصل را در دلهاى خود ثبت مىكردند و بان عمل مىنمودند . ما براى توضيح اصل فوق اولًا واحدهاى روشن آن را به طور اختصار متذكر مىشويم :
واحد يكم - احساس احتياج را در نهاد هر موجودى [ با مقدماتى كه پيش از اين در بارهء موجودات گفته و از آيات قرآنى استشهاد نموده و از بيت جلال الدين كه مىگويد :
ذره ها ديدم دهانْشان جمله باز
گر بگويم خردشان گردد دراز
اثبات كرديم ] در اين مبحث سر و كار ما تنها با انسان است . انسان حد اقل در مراحلى از زندگى و در حالات اعتدال روانى نيازمندى خود را براى اشياء فراوانى كاملًا درك مىكند . وجود اين احساس جاى ترديد نيست .
واحد دوم - اين احساس به طور منطقى ضرورى ايجاب مىكند كه انسان
هامش
( 1 ) سوره الانسان ، آيهء 21 . .