تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
اما اين امر كه دانش خود حدودش را معين مىكند جز اين نخواهد بود كه اعتماد ما را به نتايجى كه به دست مىآورد مىتواند نيرو بخشد . پس جهان حقيقى ما بعد الطبيعى مبدا پژوهش علمى نيست ، بلكه مقصد وصول ناپذير آنست . اين اطمينان كه هر كشف تازه‌اى ما را در اين راه به پيش مىبرد ، بايد ناهنجاريهاى مربوط به پيچيدگى روز افزون ديد ما را از جهان جبران كند ، اين امر مسلم است كه درك ما از حقيقت در مقايسه با نظريه هاى ساده لوحانهء سابق چيزى شگفت و از راه بدر برنده در بر دارد تاثرات حسى مستقيم كه مبدا علمى قرار گرفته‌اند ، ديگر در اين كار جاى سابق را ندارند ، ديگر از آن چه مىبينيم يا مىشنويم يا مىپساويم سخنى نيست . آزمايشگاه ها يا اسبابهاى اندازه گيرى بغايت پيچيده كه به كار بردن آنها دشوار است مجهز شده‌اند . اسبابهايى كه طرح ريزى و ساخته شده‌اند تا مسائلى را حل كنند كه جز با مفاهيم مجرد و رمزهاى رياضى يا هندسى نامفهوم براى نامحرمان نمىتوانند به فرمول در آيند . اگر بگوييم كه علوم دقيقه حالا ديگر مانند اول فهم پذير نيستند ، پس از حقيقت بريده‌اند - و اين علوم آماج چنين ملامتى هم شده‌اند - در بارهء معناى آنها دچار اشتباه شده‌ايم . كسانى كه چنين مىانديشند از پيش بردن كاروان دانش باندازهء آزمايش كننده‌اى كه در كار كردن با دستگاههاى روزگار باستان پا فشارد ناتوان خواهد بود . براى آن كه گامى به پيش برداشته شود نه حرارت در كار كافى است نه شهود ، كارى بس پى گير و سختكوشانه لازم است كه غالبا مستلزم همكارى پژوهندگان بسيارى است . البته دانشمند در راه يك كشف با نوعى شهود راهنمايى مىشود ، چه انديشه هاى نو نه از عقل حسابگر ، بل از نيروى خيال آفريننده جرقه مىزند ، با اين همه ملاك داورى در بارهء اين شهود درجهء فهم پذيرى آن نيست - آن هم فهم پذيرى كه تا حد زيادى مسئله عادت و تمرين است - بلكه درستى روابطى است كه آن شهود امكان كشفش را مىدهد . به يقين هر پيش رفتى بر دشواريهاى كار مىافزايد ، و از پژوهنده چيز بيشترى طلب مىكند ، به قسمى كه ضرورت تقسيم كار پيوسته آمرانه تر مىشود .