( ( 3046 ) ) ديده بان دل نبيند در مجال
كز كدامين ركن مىآيد خيال
( ( 3047 ) ) گر بديدى مطلعش را ز احتيال
بند كردى راه هر ناخوش خيال
( ( 3048 ) ) كى رسد جاسوس را آن جا قدم
كه بود مرصاد و در بند عدم
خيالات از كجا سرازير مىشوند ؟
مضمون ابيات فوق چنين مىنمايد كه خيالات به طور مستقيم از طرف خداوندى به درون آدميان سرازير مىشوند .
جلال الدين موضوع پديده هاى روانى را در مثنوى بارها متذكر شده و گاهى همهء آنها را عموما به خدا نسبت داده است ، از آن جمله گفته است :
باز بىشك بيش از آنها مىرسد
آن چه از حق سوى جانها مىرسد
آن چه از جانها به دلها مىرسد
آن چه از دلها به گلها مىرسد
مىرود بىبانگ و بىتكرارها
تحتها الانهار تا گلزارها
در جاى ديگر تنها تنوع سريع پديده هاى روانى را بدون اسناد به خدا بيان مىكند ، مانند -
اى برادر عقل يك دم با خود آر
دمبه دم در تو خزان است و بهار
با نظر به مجموع مسائل روانى و فلسفهء الهى دو بحث مهم را در اين مورد مىتوانيم مطرح كنيم :
بحث يكم
- ملاحظهء همهء پديده هاى روانى از نظر رو بناى طبيعى - جاى ترديد نيست كه به استثناى استخراجات شخصى روان كه عبارت اصطلاحى اكتشافات و اختراعات است ( 1 ) تمام جريانات روانى از قوانين مناسب به خود تبعيت مىكند ، جريانات روانى
هامش
( 1 ) اين استثناء براى آن است كه استخراجات و انتقالات شخصى روان به مجهولات پشت پرده كه موجب اكتشاف نمود تازه يا هر حقيقت جديد مىگردد ، هر چند كه داراى مقدمات منطقى علمى هم بوده باشد ، خود آن استخراج و انتقال از هيچ قاعدهء معينى به قول كلود برنارد پيروى نمىكند . .