ايجاد مىكنند ، از نظر كميت و كيفيت بقدرى متنوع و مختلف مىباشند كه شناخت همهء آن با آن سايه ، مانند شناخت همهء افراد انسانى با ميلياردها روابط و شئون فردى و اجتماعى با يك مفهوم انسان است كه سايهء بسيار ناقص و شبح بىنمودى بيش نيست .
مخصوصاً اختلاف نمود عليت به افراد انسانى بسيار شگفت انگيز است ، چه بسا حوادثى كه مىتواند در موقعيت خاصى كه يك انسان به دست آورده است جنبهء عليت گرفته و وضع او را تغيير بدهد ، در صورتى كه همان حوادث بلكه نيرومندتر از آنها بالنسبه به انسان ديگر كوچكترين تأثيرى ندارد . اين مسئله را در شمارهء زير مطرح مىكنيم :
5 - وابستگى كيفيت جريان قانون عليت به موقعيت انسانى
شمس باشد بر سببها مطلع
هم ازو حبل سببها منقطع ( 1 ) آن كه بيرون از طبايع جان اوست
منصب خرق سببها آنِ اوست
بىسبب بيند نه از آب و گيا
چشمه چشمه معجزات انبيا ( 2 ) رب همىگويد برو سوى سبب
چون ز صنعم ياد كردى اى عجب
گويدش زين پس تو را بينم همه
ننگرم سوى سبب و ان دمدمه ( 3 ) چون دوم بار آدمى زاده بزاد
پاى خود بر فرق علتها نهاد
علت اولى نباشد دين او
علت اخرى ندارد كين او ( 4 ) كه سببها نيست حاجت مر مرا
آن سبب بهر حجاب است و غطا ( 5 ) ديدهاى بايد سبب سوراخ كن
تا سبب را بر كند از بيخ و بن
هامش
( 1 ) دفتر دوم ، ص 96 بيت 27 . .
( 2 ) دفتر دوم ، ص 107 بيت 40 و 42 . .
( 3 ) دفتر سوم ، ص 188 بيت 11 و 12 . .
( 4 ) دفتر سوم ، ص 194 بيت 49 و 50 . .
( 5 ) دفتر چهارم ، ص 273 بيت 48 . .