مسئلهء سوم - مقايسهء آثار جلال الدين رومى و ويكتور هوگو
مشروح اين مسئله نيز احتياج به بررسى فراوانى دارد كه از عهدهء اين مقدمات بيرون است ، زيرا - هم آثار ويكتور هوگو متعدد است و هم آثار جلال الدين . كارى كه ما به طور اجمال مىتوانيم انجام بدهيم ، يك مقايسهء اجمالى ميان دو اثر بسيار با اهميت است كه از دو شخصيت مزبور بيادگار مانده ( مثنوى و بىنوايان ) و محتويات آن دو از نظر اهميت چنان است كه كهنگى و فرسودگى به اغلب آنها راهيابى ندارد .
ما در اين مسئله مىتوانيم دو نوع مقايسه داشته باشيم :
1 - مقايسه به طور كلى ميان مثنوى و بىنوايان .
2 - مقايسه با نظر با مطالب جالب و ابتكارى آن دو .
1 - مقايسه به طور كلى ميان مثنوى و بىنوايان
البته هر دو شخصيت آثار متعددى دارند كه براى به دست آوردن معلومات كافى در بارهء نتايج مغزى آن دو بايستى همهء آن آثار را رسيدگى كرد ، ولى مىدانيم كه شاه كار جلال الدين مثنوى است و شاه كار هوگو بىنوايان و با بررسى كافى در اين دو اثر تا حدود زيادى مىتوان از نتايج فعاليت مغزى اين دو شخصيت مطلع گشت .
1 - موضوع هر دو كتاب انسان است و موقعيت او در جهان هستى ، با اين تفاوت كه تمركز قواى دماغى جلال الدين به موجوديت روانى الهى فرد بيشتر از توجه او به موجوديت انسان در قلمرو زندگانى اجتماعى است . به عبارت مختصر و جامعتر : جلال الدين فرد را در پهنهء مجموع هستى ( از طبيعت و ما وراى طبيعت ) كه با خدا ارتباطى دارد مطرح نموده ، سپس مىكوشد عظمت فرد و طرق به دست آوردن آن را نشان بدهد . دردهاى بشرى را در موقعيت مزبور تشخيص داده ، درمانهايى را پيش نهاد مىكند .
ويكتور هوگو فرد را در زندگانى فردى و قلمرو اجتماعى مطرح مىسازد و