( ( 1741 ) ) تشنگان گر آب جويند از جهان
آب هم جويد به عالم تشنگان
تشنه ها آب مىجويند و خبر ندارند كه آب هم آنها را مىجويد
مطلبى است كه جلال الدين در اوايل مثنوى آن را گوشزد كرده بود ، ولى در اين مورد كه مىگويد : انسان بىخبر از اين كه خود معشوق خداوند يكتا است به قواى حيوانى عشق مىورزد . مطلب اين شكل مطرح مىشود كه اگر انسان توجه كند كه عاشق او كيست هرگز به دنبال شهوت و غضب عاشقانه نمىتازد . چنان كه در بيت بعدى صراحتاً مىگويد :
چون كه عاشق اوست تو خاموش باش .
بنا بر اين تمثيل مطلب مزبور به جستجوى آدم تشنه از آب و جستجوى آب از آدم تشنه زياد مناسب به نظر مىرسد .
تفسير ابيات
هنگامى كه طوطى بازرگان ، حال آن طوطى را مىفهمد و مىشنود كه او مرده است ، اين طوطى هم مىلرزد و مىافتد و مىميرد . بازرگان بىچاره گريبان چاك مىزند و ناله سر مىدهد : ( 1 )
( ( 1694 ) ) گفت اى طوطى خوب خوش حنين
هين چه بودت اين چرا گشتى چنين
( ( 1695 ) ) اى دريغا مرغ خوش آواز من
اى دريغا هم دم و هم راز من
( ( 1696 ) ) اى دريغا مرغ خوش الحان من
راح روح و روضهء رضوان من
( ( 1698 ) ) اى دريغا مرغ كارزان يافتم
زود روى از روى او بر تافتم
( ( 1708 ) ) اى دريغا مرغ خوش پرواز من
ز انتها پريده تا آغاز من
هامش
( 1 ) چون ابيات خود جلال الدين بسيار زيبا بود خود آنها را در بارهء ناله ها و توصيفات بازرگان در باره طوطى از دست رفته نقل مىكنيم . .