صفت اجنحهء طيور عقول الهى
( ( 1577 ) ) چون بنالد زار بىشكر و گله
افتد اندر هفت گردون غلغله
( ( 1578 ) ) هر دمش صد نامه صد پيك از خدا
يار بىزو شصت لبّيك از خدا
( ( 1579 ) ) زلَّت او به ز طاعت پيش حق
نزد كفرش جمله ايمانهاى خلق
( ( 1580 ) ) هر دمى او را يكى معراج خاص
بر سر تاجش نهد صد تاج خاص
( ( 1581 ) ) صورتش بر خاك و جان در لا مكان
لا مكانى فوق وهم سالكان
( ( 1582 ) ) لا مكانى نى كه در وهم آيدت
هر دمى در وى خيالى زايدت
( ( 1583 ) ) بل مكان و لا مكان در حكم او
همچو در حكم بهشتى چار جو
( ( 1584 ) ) شرح اين كوته كن و رخ زين بتاب
دم مزن و اللَّه اعلم بالصواب
( ( 1581 ) ) صورتش بر خاك و جان در لا مكان
لا مكانى فوق وهم سالكان
چگونه يك موجود در ظاهر ناچيز ولى در باطن داراى بزرگترين عظمت مىباشد ؟
پيش از اين در مباحث گذشته گفتيم كه ساختمان حواس و وضع ذهنى ما طورى تعبيه شده است كه با تماس با جهان هستى نمىتوانيم بدون به كار بردن مقوله هاى كميت و كيفيت معلوماتى براى خود بياندوزيم . مخصوصاً مقولهء كميت دخالت عجيبى در تمام شناسايىهاى ما مىكند ، ما عادت كردهايم كه وقتى شنيديم فلان موجود بزرگ است مفاد اين جمله را به اين نحو تعبير كنيم كه موجود مزبور داراى بعد زياد يا وزن زياد يا واحدهاى بيشترى دارد ، خلاصه واحدهاى مناسبى از انواع كميتها را در نظر مىآوريم .