تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣
روانى را با وسايل دقيقى مشاهده كنيم ، مىتوانستيم در ميان آنها نمودى را هم به عنوان اختيار مشاهده كنيم بلكه ، پديده اختيار عبارت است از تسلط و نظارت « من » به كار و ترك آن مادامى كه اين تسلط نظارت وجود دارد ، كار به طور اختيار صادر مىگردد ، اگر چه اين تسلط لحظه‌اى بيش پايدار نباشد . آن كه اين اختيار پديده هاى طبيعى ديگرى را در روان ما يا در جهان برونى ايجاد خواهد كرد كه به هيچ وجه نمىتواند از نقشه طبيعى حوادث بر كنار بوده باشد .
( ( 1249 ) ) اين همه دانست چون آمد قضا دانش يك نهى شد بر وى غطا

آيا دستورات مىتواند خود پرده‌اى بر چشمان انسانى بزند ؟

ظاهر بيت جلال الدين اين است كه خود نهى بود كه باعث پوشش ديده گان حضرت آدم شده ، او را وادار به خوردن گندم كرد . ولى بايستى اين بيت تأويل شود ، به طورى كه بتواند مفهوم صحيحى داشته باشد . زيرا دستور امر يا نهى عبارت است از رسيدن فرمان به انسان در بارهء كارى ، اين دستور از نظر طبيعى هيچ كارى را نمىتواند صد درصد ايجاب كند ، زيرا دستور مانند يك علت طبيعى براى انسانها نمىباشد بلكه اين انسان است كه در صورت اعتدال روانى و مغزى آن دستور را براى خود انگيزه قرار داده مطابق آن انگيزه عمل خواهد كرد . و الا بايستى تمام دستورات كه انسانها به خود صادر كرده‌اند ، يا به وسيله پيامبران عظام براى انسانها ابلاغ شده است ، به طور طبيعى مورد عمل قرار بگيرد ، در صورتى كه اين مطلب مخالف محسوس همگانى است . پس چنان كه دستورات نمىتوانند عنوان عامل طبيعى ضرورى به خود بگيرند ، همچنان نمىتوانند پرده و پوشش به ديده گان وظيفه بين انسانى بوده باشند .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 563 | محمد تقي جعفري