تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
اين مزرعه انجام داد دست و پا و ساير عضلات و نيروهاى تفكر به منزلهء بيل ، اشاره به اين است كه بايد كار كنيم ، و در اختيار قرار دادن بيل پاسخ روشن اين سؤال است كه « چه بايد كرد ؟ » . اگر تو مطابق اشارتهاى او حركت كنى ، در وفاى به داده هاى او گام بردارى ، همان اشارتها اسرارى را به تو فاش خواهد كرد ، بار سنگينى را از روح تو برداشته سبكبارت خواهد ساخت . ( و اين همان مطلب است كه جبران خليل گفت كه كار موجب بروز اسرار زمين و ساير عوامل خواهد گشت ) . اگر در زندگانى تلاش كنى تو كه حامل پديده هاى طبيعى بودى ، يعنى فقط جنبهء پذيرش داشتى ، اين دفعه تو محمول و جنبهء فاعليت در وجود پيدا خواهى كرد . اگر تو دستور خدا را بپذيرى ، قابل هر گونه رشد و تكامل شخصيت مىگردى ، اگر حقيقتاً وصل جويى « وصل فعاليت است » حتماً به وصال يار عزيز خواهى رسيد . مگر نه اين است كه قدرت و عضلات و ساير اجزاء درونى و برونى ما نعمتى از خداوند كريم است ؟ غير از كار و توليد و تصرف در مواد طبيعت به سود زندگان هيچ شكر شايسته‌اى براى اين نعمت وجود ندارد . هنگامى كه تو به بهانهء جبر مىنشينى و مىگويى : كارها دست خداست ، تو در حقيقت نعمتهاى خداوندى را انكار مىكنى ، اگر به نعمتى كه به تو داده شده است شكر گذار باشى ، خدا در نعمت تو خواهد افزود ، چنان كه كفران نعمت همان نعمت را از دست تو خواهد گرفت . آيا هيچ مىدانى كه توسل به جبر ، خفتن در راه است كه عقل و منطق