تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
حول و لا قوه الا باللَّه » در بر دارد . توضيح اين جمله در آينده مورد بررسى و توضيح قرار خواهد گرفت . اى خدا
باد ما و بود ما از داد توست هستى ما جمله از ايجاد توست
لذت هستى را تو به اين موجود نماها عطا كردى ، تويى كه اين نيستها را به خود عاشق ساختى . اين لذايذ معنوى را تو به ما داده‌اى . پروردگارا ، اين نقل و باده را كه به ما بخشيده‌اى از ما مگير . تسلط تو بر جهان هستى آن چنان است كه اگر بخواهى همهء آن چه را كه بخشيده‌اى از ما بگيرى كيست كه در مقابل تو عرض اندام نموده ، به صورت طلبكار در آيد ؟ آخر اى خداى توانا ، تابلوى نقاشى بىاختيار هم مىتواند با نقاش خود پنجه در افكند ؟ خداوندا در ما و ناچيزى ما منگر ، به عظمت و اكرام و سخاى خود بنگر . آن گاه كه ما موجودات انسانى در نهانگاه نيستى بوديم ، آن گاه كه از وجود ما كوچكترين اثرى در ديار هستى نبود ، تقاضايى هم نداشتيم با اين حال لطف و عنايت تو ناگفته هاى ما را مىدانست . ما چگونه در مقابل تو مىتوانيم عرض وجود نماييم ، مگر نقش در مقابل نقاش و قلم مانند كودك در شكم نيست كه در زنجير قوانين طبيعت بسته شده ، كوچكترين اختيارى از خود ندارد ؟ در نزد قدرت مطلق تو تمام موجودات آن چناناند كه جايگاه فرو رفتن سوزن در مقابل سوزن . آن خداى بزرگى كه با ارادهء مطلق خود هر گونه موجودات را از كتم عدم به وجود مىآورد . آن موجود توانايى كه ديو و آدم و نقشه هاى شادى و اندوه مىكشد . كجا است آن دستى كه جلوى فعاليتهاى خداوندى را بگيرد ؟ كو
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 308 | محمد تقي جعفري