تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤

چند تشبيه لطيف

1 - وحدت مقصود و تبليغ عيسى عليه السلام را به خمى تشبيه مىكند كه يك رنگ داشته هر گونه رنگها را محو مىساخت . 2 - ماهيان در دريا با يك حقيقت و يك رنگ روبرو هستند ، و آن آب است . و ماهىها بدين جهت از خشكى بيزارند ، كه خشكى داراى انواع مختلفى از حقايق و رنگها است . سپس از اين كه ماهى را به انسان و دريا را به خدا تشبيه نموده است ، اعتذار طلبيده مانند اين كه مىگويد : « خاك بر فرق من و تمثيل من » بلكه صد هزاران ماهى و درياها بنده و تسليم او هستند . 3 - تابش مشيت عادلانهء خداوند را بر خاك و آماده ساختن آن را به حركت به آفتاب تشبيه نموده است . يعنى آفتاب طبيعى كه بر خاك تابيده آن را مستعد رويانيدن نباتات مىكند ، اگر در حقيقت امر بنگريم ، خواهيم ديد كه نه آفتاب مىتواند به نفسه موجد اين حركت بوده باشد ، و نه خود خاك سياه . بلكه اين ارادهء عادلانهء خداوندى است كه حركت و تحول را در زمين ايجاد مىكند .
( ( 502 ) ) نيست يك رنگى كزو خيزد ملال بل مثال ماهى و آب زلال

گرايش به وحدت گيرى

ملال از اختلافات و دگرگونىها است نه از يك رنگى . اين يك اصل است كه با نظر به يكى از نمودهاى روانى ما بسيار عالى است ، و آن نمود اين است كه نمايش قيود و زنجيرهايى كه در طبيعت ديده مىشود ، گويى براى سير و سلوك ما از يك نظر مانع و سد راه مىباشد .