تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
خواهند شناخت ، ولى زبان گويا و مفاهيم معمولى را از دست خواهند داد .

انواع اتحادها

مسلم است كه به استثناى قضاياى معدودى از مسائل نمىتوان اصلى را پيدا كرد كه از نظر واقع بينى مطلق نسبى نبوده باشد ، هر قضيه كليه‌اى كه به عنوان آكسيوم ( اصل اولى ) پوستولا ( اصل موضوعى ) تلقى شود ، مىتوان با يك دقت نظر آن را از قلمرو مخصوص به موضوع خود كناره زده ، مسائل نظرى زيادى را در پيرامون آن مشاهده كرد . اين كه گفتيم « از قلمرو موضوع خود كنار زده » مقصود اين نيست كه يك موضوع اجنبى را به جاى موضوع مفروض فرض نماييم ، بلكه مقصود اين است كه اگر آن اصل را بخواهيم با قطع نظر از خصوصيت موردى بررسى نماييم ، خواهيم ديد كه پيرامون آن را مسائل نظرى فراوانى احاطه كرده است ، مثلًا در رياضيات مىگوييم 4 2 2 است ، البته مادامى كه منظور ما صورت همين فرمول است ، مىتوان آن را به عنوان يك قضيهء بديهى تلقى كرد ، ولى هنگامى كه بخواهيم معناى 2 را از نظر روانى در نظر بگيريم ، و همچنين معناى علامت را ، خواهيم ديد : كه اگر مسائل مربوط به فعاليتهاى ذهنى روشن نشود ، معلومات ما در بارهء عدد و علامت مزبور ، از يك رشته شناسايىهاى ابتدايى تجاوز نخواهد كرد . بلى يك عده مسائل معدود است كه مىتواند بدون ترديد براى همگان مورد قبول بوده باشد ، از قبيل اين كه ادامه زندگانى احتياج به تلاش دارد ، زندگانى داراى لذت و الم است . . .

انواع اختلافها

نوع اول - يك اختلاف طبيعى در وسايل و اشكال درك انسانى در بارهء انسان و جهان وجود دارد ، اين اختلاف را به هيچ وجه نمىتوان از بين برد ، زيرا ريشهء آن در چگونگى ساختمان حواس و ميدان فعاليت روانى انسانى است كه مغز اوست . توقع