2 - اصولى كه در طومارهاى مزبور بيان شده است مىتواند از دو نظر مورد مطالعه قرار بگيرد :
يكى - اين كه خود آنها مطالب شايستهاى هستند كه مىتوانند در زندگانى مادى و معنوى انسانى نقشهاى مهمى را بازى كنند .
دوم - ملاحظهء آن امور است با شئون گوناگون انسانى . بدون شك با نظر به ملاحظهء مزبور هيچ يك از آن امور نمىتواند آخرين و منحصرترين دستور براى زندگانى همه جانبهء انسانى بوده باشد ، بلكه هر يك از آنها مىتوانند قيافهاى از زندگانى انسانى را نشان بدهند ، يا درد مخصوصى از دردهاى انسانى را دوا نمايند . به همين جهت است كه اگر آن امرا شروع به مبارزه مىكردند ، اغلب از اين جهت بوده است كه هر يك مطابق طومار خود تمام هدفها و روشها را در مضامين آن طومار منحصر مىديده است . و اين يك درد بىدرمانى است كه تاريخ بشرى را بروز سياه نشانيده است زيرا هر كس كه شيفتهء نظريهاى مىگردد ، براى او ليلايى ايجاد مىشود كه تمام زندگانى را بلكه دو قلمرو انسان و جهان را ، بلكه تمام هستى را از طبيعت و ما وراى طبيعت مىخواهد در آن ليلاى معشوقش تفسير كند .
3 - مسئلهء تضادها كه در ايدئولوژىها ديده مىشود - جاى ترديد نيست كه تاريخ بشريت پر از مكتب سازىهايى است كه موجب تفكيك ملل از يكديگر گشته ، به طورى كه در هر دورهاى شايد بعدد جوامع كوچك و بزرگ يك عده عقايد مورد تبعيت هر يك از آنها بوده است .
در بارهء تفسير اين عقايد و دسته بندىهاى مكتبى ، كتابها نوشته شده ، دسته بندىها صورت گرفته است . و ما در اين كتاب نمىتوانيم همهء آنها را بررسى نماييم .
ولى براى توضيح مربوط به موضوع بحث بايستى اصل تلازم اتحادها و اختلافها را متذكر شويم :
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 230
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٣٠