روان دگرگون مىگردد .
4 - مىگويد : اگر چه روان انسانى ريشهء حسد را كه از « خود دوستى » افراطى بر مىخيزد ، در نهاد خود دارد ، يعنى اين خود دوستى كه يك پديدهء طبيعى در انسانها است مىتواند روح انسانى را آمادهء حسد ورزى نمايد ، ولى كسى كه تحمل زحمت و مشقت رياضات نفسانيه را بر خود هموار كند ، خداوند او را از حسد و ساير صفات پليد پاك خواهد كرد
( ( 436 ) ) خاك شو مردان حق را زير پا
خاك بر سر كن حسد را همچو ما
احتياج انسان به رهبر طبيعى است
اصل پيروى كه در مباحث پيشين بيان نموديم يك اصل قاطعانهاى است ، زيرا كمالات و ترقيات انسانى تدريجى الحصول بوده و هر كس قدرت رسيدن به هر گونه كمالات را ندارد ، و همواره گروه معدودى بودهاند كه توانستهاند شخصيت خود را به ثمر رسانيده در گذرگاه بىنهايت هستى طبيعت روح ربانى را به حد نصاب خود برسانند ، لذا در هر رشته و هر قلمروى مسئلهء پيروى به عنوان يك اصل مسلم است ، تعليم و تربيت كه در دفتر دوم بررسى خواهد شد ، از همين اصل ناشى مىگردد .
آن چه در اين مسائل عرفانى مطرح است ، بالاتر از اين پيروى معمولى و عقلانى است كه تمام ملل و اقوام در تمدنها از آن بهره بردارى كردهاند .
در اين تبعيت و ارادت و به اصطلاح سر سپردن گرايشى بالاتر از آن كه يك فرد مىخواهد به حقايق مجهول خود برسد وجود دارد ، مريد يا سيركننده يا مسافر ديار حق ( يا هر اصطلاح ديگر ) بايستى تدريجا موجوديت خود را در رهبر فانى نموده ، از اين راه به سر منزل ربوبى گام بر دارد ، مراحل ابتدايى اين سر سپردگى از محبت و علاقه سرچشمه گرفته تدريجا به مراحل خود باختگى و عشق واقعى مىرسد . در اين كه چنين پديده اى