تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
( ( 226 ) ) آن كه جان بخشد اگر بكشد رواست نائب است او دست او دست خداست

اوست مالك زندگى و مرگ

اين يك جملهء الهى بسيار با ارزش است ، و مىخواهد به مالكيت مطلق خداوندى اشاره كند كه چون او مالك حيات است ، پس او مالك مرگ است ، و هيچ كس را بر كس ديگر اين حق نيست .
( ( 229 ) ) عاشقان جام فرح آن گه كشند كه بدست خويش خوبانشان كشند

سقوط عشق غير از سقوط ساير پديده هاى روانى است

يك پديدهء قابل مشاهده وجود دارد و آن اين است كه هنگامى كه عشق مجازى به مرحلهء كمال برسد ، اگر از همان آخرين مراحل عشق به جهت زده شدن از معشوق قوس نزولى شروع شود ، يعنى عشق روبه كاهش بگذارد ، معمولا در يك نقطهء معينى نمىايستد ، بلكه اين قوس نزولى ادامه پيدا مىكند ، تا جايى كه مبدل به كينه و انتقام جويى مىشود . باز عشق در اين مورد راه خود را از پديده هاى ديگر روانى جدا مىكند ، زيرا مثلا هنگامى كه يك محبت معمولى روبه سقوط بنهد اين سقوط مبدل به ضد محبت نمىگردد ، يا لااقل شخص صاحب محبت مىتواند آن را در يك نقطه متوقف ساخته روان خود را با ضد آن رنگين نسازد ، در صورتى كه عشق چنين نيست بلكه هنگامى كه مىخواهد روبه سقوط برود ، مانند اين است كه انسان از يك عمارت صد طبقه‌اى خود را به پايين مىاندازد ، نه اين كه از پله ها تدريجا پايين بيايد . اين يك اصل است كه تقريبا به طور فراوان ديده مىشود شايد منشأ روانى اين پديده اين است كه چون در
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 138 | محمد تقي جعفري