مقام توبيخ و ملامت خيال پردازان كوته فكر و اسيران شهوات حيوانى است كه مىگويد :
بر خيالى صلحشان و جنگشان
بر خيالى نامشان و ننگشان
و سپس خيالات اولياء الله را توضيح مىدهد كه خيال آنان مانند خيالات اشخاص پست و اسير ماديات نيست بلكه :
آن خيالاتى كه دام اولياست
عكس مه رويان بستان خداست
بنا بر اين تفسير و توضيح حاصل سه بيت اخير اين است كه :
خيال مطلوب كه اولياء الله دارند ، شبيه به نيستى ( صحنه ما وراى طبيعت ) است .
خيالاتى هم وجود دارد كه مخصوص عقب افتادگان از كاروان الهى انسانى است .
اينان هستند كه با خيالى آشتى مىكنند و با خيالى مىجنگند ، مىگويد :
گفت معشوقم تو بودستى نه آن
ليك كار از كار خيزد در جهان
همچو اعرابى كه آب از چَه كشيد
آب حيوان از رخ يوسف چشيد
بهر فرجه شد يكى تا گلستان
فرجهء او شد جمال باغبان
رفت موسى كاتشى آرد به دست
آتشى ديد او كه از آتش برست
شاعر ديگرى مىگويد :
بختم نگر كه طوطى طبعم پى لبت
بر بوى پسته آمد و بر شكر اوفتاد
در زندگانى ما آدميان اين مسئله بسيار با اهميت است : كه گاهى هدفهايى را كه براى خود به عنوان هدف انتخاب نموده و در به دست آوردن آن ، وسايل و مقدماتى را به دست مىآوريم ، اگر توجه داشته باشيم گاهى در آن وسايل و مقدمات آن چنان واقعيات با ارزش را زير پا مىگذاريم كه اگر به درستى به ارزش آنها پى مىبرديم ، راه هدف را كج كرده از همان