ترديد چنين توانائى را ندارد پس بايد با اعتراف به ناتوانيش ، گام بزرگى در موفقيت خود بردارد و با ستايش و سپاس از او ، حق بندگى را اداء نمايد ، به قول شهريار ( ره ) :
من اگر چه بندگى را به خدا رسانده باشم * همه بندهام خدايا ، به تو مىرسد خدائى
در جمله ديگر دعا آمده :
وَ يا مَنْ تَصْغُرُ عِنْدَ خَطَرِه الأَخْطارِ . . .
اى خدائى كه در برابر منزلت و شأنش همه منزلتها ، كوچك و ناچيز مىگردند ، چون در مقابل روشنائى خورشيد ، تمام روشنائىها محو و نابود مىشوند و قابل مشاهده نمىباشند .
حالا كه بزرگى و عظمت خداوند ، فراتر از انديشه بشرى است باور كنندگان اين واقعيت ، انسانهاى آگاه و بيدار جامعه هستند و منكر آنها ، افراد جاهل و غافل و بدبختند ، كه حضرت مىگويد : خدايا ، ما را از الحاد در بزرگيت دور نگهدار ، چون اگر كسى اين همه عظمت و قدرت الهى را نبيند ، بى ترديد نابينائى و كوردلى و نفهمى خود را اثبات مىكند .
سوم و يا مَنْ تَظْهَرُ عِنْدَهُ بَواطِنُ الأَخْبارِ . . .
[ بواطِنْ ] جمع باطن به درون ، و به حقايق پوشانده شده از حواس پنجگانه گفته مىشود ، كه نكته مقابل ظاهر است و هر چيزى اعم از جمادات ، نباتات ، حيوانات ، انسانها و . . . ظاهر و باطنى دارند و هر موردى كه حواس ادراكى ما قدرت دركش را ندارد باطن حساب مىشود ، و اين تنها خداوند است كه باطنهاى هر چيزى برايش ظاهر و آشكارند ، خود حضرت در همين كلام نورانى آن را تعريف نموده است بنابراين نيّتها ، تصميمها ، نجواها ، راز و اسرارها ، خلوتها ، و . . . همه در اختيار اوست پس نبايد لحظهاى از او غافل و بى خبر شد ، زيرا پنهانى برايش وجود ندارد .
چهارم . . . وَاكْفِنا حَدَّ نَوائِبِ الزَّمانِ . . .
[ نَوائبِ ] جمع نائب به معناى اندوه و مصيبت و فشارهاى دردناك روزگار است ، هركسى در زمان خود متناسب با اعتقادى كه دارد در رنج و فشار قرار مىگيرد ، و اين