وَلِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ » . « 1 »
خداوند به آسمان و زمين فرمود ، با ميل و علاقمندى يا با اكراه به سوى من مىآييد ؟ آنها گفتند با ميل و علاقمندى مىآئيم .
از اين آيه چند مسئله روشن مىشود :
1 - آسمان و زمين مورد خطاب قرار گرفتند ، پس قدرت درك و فهم سخن خدا را دارند ،
2 - آنها گفتند ، پس قدرت سخن گفتن هم دارند ،
3 - با علاقمندى مىآئيم ، شعور گزينش را دارا هستند .
امام زين العابدين عليه السلام در زيارت امين اللَّه مىگويد :
. . . محبوبَةً فى ارضِكَ و سَمائك ،
مرا در زمين و آسمانت دوست داشتنى قرار بده ، و از اين جمله نورانى معلوم مىشود ، زمين و آسمان ، قدرت درك محبت و علاقمندى را دارا هستند ، كه حضرت در خواستهء خود آورده است اگر كسى ادعا كند ، كه اهل زمين و آسمان ، مراد است ، روشن است كه اين ادعا بى دليل است چون دست كشيدن از ظهور لفظ دليل مىخواهد .
و صاحب رياض السالكين مىگويد : دليل عقلى و نقلى بر نفى اين موضوع وجود ندارد وقتى كه براى مورچه و يا مگس و يا زنبور حياتى هست چه مانعى دارد كه به اين اجرام و افلاك شريف هم حياتى باشد .
البته به عقيده ما بر طبق آيات فوق و كلام حضرت ، و احاديث ديگر ترديدى در مورد موضوع مذكور وجود ندارد جز اينكه بگوئيم ما آن را نمىفهميم و اين صريح آيه قرآن است كه شما تسبيح آنها را نمىفهميد .
[ و عدم الوجدان لا تدل على عدم الوجود ]
نفهميدن ما انسانها دليل بر نبودن حقيقتى نمىشود .
هامش
( 1 ) . فصلت ، آيهء 11 .