پيامها و رازها :
اول : عدالت و فضل الهى در معيشت بندگانش چه توجيهى دارند ؟
معيشت يا ما يَعيشُ به الانسان به هر چيزى كه از غذا و لباس و امكانات لازم براى حيات و زندگى مربوط باشد گفته مىشود در اين دعا معيشت انسانها به عدالت نسبت داده شده كه خداوند امكانات لازم زندگى انسانها را به عدل خويش تقسيم نموده است و هركس به آنچه شايسته اوست نائل مىشود چون معناى عدالت اين است كه افراط و تفريطى در كار نباشد .
اما در برخوردش فضل و نيكى خويش را ملاك قرار مىدهد در اين موضوع چند احتمال به نظر مىرسد :
1 - بخشش و دادههاى الهى از روى عدالت است ولى در بازخواست با آنها به فضل و نيكى برخورد مىكند .
2 - هرچه بر بندگانش مىدهد بر طبق عدالت بوده چون به نيازهايشان جواب مىدهد ولى همه دادهها به فضلش مربوط مىباشد چون مديون كسى نبوده است .
3 - در مورد معيشة انسانها عدالت ملاك است چون به شايستگىها جواب مىدهد . اگر كسى نيازهايش را توسعه بدهد همه را در تقسيم الهى پيدا خواهد كرد ولى در باره ساير آفريدهها به فضل رفتار مىشود .
4 - در تمام بخششها عدالت حاكم است كه به دنبالش باز خواستى دارند .
و در ادامه مىگويد چيزهائى كه به آنها دادهاى مرا گرفتار مكن يا امتحانم مكن و آنها را به فتنه فقر من مبتلا مساز چون موجب حسادت در مورد ديگران و كوچك نمودن حكم و خواستهات مىگردد . يعنى زيادى نعمتها و كم بودن آنها روى علت خاصى به خود بندگان مربوط است و نبايد ديگران را در اين ميان متهم ساخت و به