4 - خود را سپر بلا و ناراحتىها آنها نمودن ،
5 - خواستهها و نيازهاى آنها را ، بر خود ترجيح دادن ،
6 - خوشحالى آنها را خوشحالى خود دانستن ،
7 - در همه لحظهها ، با تمام وجودش از آنها مراقبت كردن ،
8 - با زيباترين كلمهها آنها را ياد كردن .
پس اگر فرزندى بخواهد براى والدينش همانند مادرى مهربان عمل كند بايد اين ويژگىها را در خود آشكار سازد ، و نيكىهاى آنها را بر خودش ، اگر كم هم باشد بيشتر بداند و محبتهاى خويش را به آنان ، اگر بيشتر هم باشد كمتر بداند ، اين شيوهء محترم داشتن والدين است كه بايد فرزندان به آن پايبند باشند ولى چرا امروز بيشتر از هر زمان ، اغلب انسانها يك طرفه شده و حاضر نيستند در برابر مهربانىها و محبتها و دلسوزىها ، پاسخ مناسب بدهند ! ؟
در اثر وابستگىهاى شديد به پيشرفتهاى علم و صنعت ، روابط انسانها به طور كلى عوض شده است و هر كس بدون كمترين توجه به واقعيات ، خود را در وابستگى كامل محصولات آن قرار داده ، تا جائى كه مجالى براى انديشيدن و فعال كردن عقل و هوش خويش ندارد و در يك رقابت منفى بسيار خطرناك و با سرعت زياد شركت نموده ، حتى فرصت نگاه كردن به جريانات موجود در اطرافش را نيز ندارد .
سوم : شيوهء سخن گفتن با والدين
اللَّهُمَّ خَفِّضْ لَهُما صَوْتى ، و اطِبْ لَهُما كَلامى . . .
حرف زدن در فضاى دهان ، با هماهنگى زبان ، حلق ، تارهاى صوتى ، بينى ، دندانها ، لبها و . . . شكل پيدا مىكند و همه آنها در اختيار كامل وضعيت روحى و