آتش دشمنى ، گرد آورى پراكند شدگان ، اصلاح خانوادهها يا حل اختلاف مردم ، آشكار كردن كارهاى خير و نيك آنها و پوشاندن عيوبشان ، و . . . و از همه مهمتر حقشناسى و حقگوئى اگر چه سخت باشد ، نيكىهاى خود را كم دانستن اگر چه در گفتار و رفتارش زياد باشند ، بدىهاى خود را بزرگ دانستن اگر چه كم باشد . . .
پس رسيدن انسان به معالى اخلاق مستلزم رسيدن به سرچشمه آن است و هر مقدار معرفتش به خالق متعال توسعه پيدا مىكند . زمينه دريافت آن بيشتر مىگردد ، چون تمام زيبائىها را به طور كامل در او مىبيند ، خدائى كه قدرت و آگاهيش نامحدود است و همه چيز را مىبيند و مىتواند در همان لحظه به كيفر برساند ولى معايب بندگانش را مىپوشاند ، و طورى با آنها برخورد مىكند مثل اينكه آنها اصلا مرتكب گناهى نشدهاند . [ يا كريم ]
و حضرت به چند مطلب كليدى اشاره مىكند كه خيلى بر ما اهميت دارد .
1 - برنامههاى زندگيم را فقط در تحقق هدف آفرينشم قرار ده ، يعنى اگر چنين نباشد عمرم تباه و خودم زيانكار مىشوم .
2 - عزيز و گراميم بدار ولى به تكبر گرفتار نشوم ،
3 - مرا بندهء خود ساز ولى هرگز با خودپسندى آن را تباه نسازم ،
4 - توفيق اخلاق بلند مرتبه را برايم ببخش و از فخر و خود نمائى نگهدارم باش .
چهارم : وَ عَمِّرْنى ما كانَ عُمْرى بِذْلَةً فى طاعَتِكَ . . .
اگر هر انسانى به اين مطلب توجه كند كه برج مراقب وجودش ، به چه كسى اجازه فرود در قلب خويش را صادر مىكند و ملاك انتخابش چيست ؟ « 1 » اگر بر طبق آيه ( 60 سوره يس ) به خداى متعال اجازه ورود داده شود بدون ترديد بندگى او كه همان رسيدن به صراط مستقيم است معنا پيدا مىكند و اگر به شيطان اجازه فرود داده شود حاكميت وى را در تمام وجودش امضاء كرده است ، و اين يك واقعيت
هامش
( 1 ) . پاسخ كامل را از كتاب هُماى عشق بگيريد ، كه از خود مؤلف است .