كرده است كه بايد در جهت آن تلاش كنيم و مىگويد :
. . . و حَبِّبْ الىَّ ما رَضيتَ لى
؛ آن وضعيتى كه برايم پسنديدهاى آن را بر من دوست داشتنى قرار بده ، و هرچه از فشار و سختىها برايم فرود مىآورى آنها را بر من آسان ساز .
در اين جا حضرت به مهمترين موضوع اشاره مىكند و آن رابطه روان انسان با پروردگار متعالست اگر اين ارتباط از راه مقيد شدن به اوامر و نواهى دينى ، به صورت كامل ادامه پيدا كند و انسان گام به گام در مسير بندگى پيش رود ، بدون ترديد امدادهاى غيبى دستش را ميگيرد و در مقابل جريانات سخت و دشوار با صبر و تحمل راز اصلى آنها را برايش به خوبى معنا مىكند ، همان طورى كه مريض آگاه ، عمل جرّاحى پزشك و استفاده از داروهاى تلخ را براى رسيدن به عافيت و سلامتى تحمل مىكند .
بنابراين باز هم روانشناسى دينى در جهت تغذيه سالم روح و روان ، انگشت روى نكته حسّاس مىگذارد و چسبيدن به عامل اصلى را كه همان ارتباط معنوى با خالق متعالست گوشزد مىنمايد ، به جهت اينكه با معتدل شدن روان در اثر خداباورى همه سختىها و مشكلات برايش قابل تحمل مىگردد .
و در ادامه دعا آمده :
وَ طَهِّرْنى مِنْ دَنَسِ ما اسْلَفْتُ
؛ از آلودگى كارهائى كه در گذشته انجام دادهام پاكسازيم كن ، و آثار بد و زيانبارشان را به كلى محو و نابود كن .
از اين جملات روشن مىگردد ، كه مانع اصلى بر سر راه تحمل نكردن چيزهائى كه موجب خشنودى خداوند است همان آلودگىهاى گناهان و آثار دردآورشان است كه روان انسان را در حالت اضطراب و عدم اعتدال قرار مىدهند .
سوم : س : چگونه شيرينى عافيت و تندرستى را در وجودمان پديدار كنيم ؟
وَ اوْجِدْنى حَلاوَةَ العافية . . .
مسئله تندرستى و عافيت يك واقعيت غير قابل انكاريست كه در حيات بشرى