موارد اعتراف
1 - در وظيفه و مأموريتم سُستى كرده ، و اوامرت را به خوبى انجام ندادهام .
2 - از نهى كردههايت ، اجتناب نكرده و بلكه به سرعت مرتكب آنها گشتهام .
3 - در سپاسگزارى از نعمتهاى بيشمارت كوتاهى نمودهام .
پذيرفتن و يادآورى آنها مانع مىشود كه از درگاهت چيزى بخواهم چون اعتراف شرمندگى و خجالت كشيدن را پديد مىآورد ، و من با كدام روى به سويت نگاه كنم كه در مقابل اين همه محبتهايت ، چقدر بى مهرى و بى ادبى و بى احترامىها كردهام .
اما براى ايجاد ارتباط و مطرح كردن خواستههايم عامل مهمى را يافتم كه مرا تحريك مىكند و آن فضل و بزرگوارى توست چون انديشيدم ديدم تمام نيكى و محبت هايت به بزرگوارى و احسان خودت مربوط مىشود و بدون اينكه مديون كسى باشى آغاز كنندهء نعمتها هستى .
تذكر مهم : حضرت در اين دعا مىگويد اى خداى من ، آيا به بدكارى هايم اقرار كردن مىتواند سودى به حالم داشته باشد ؟ و آيا بزشتى اعمال خود اعتراف نمودن مىتواند نجاتم دهد ؟
در دنياى امروز به ويژه در محاكم و دوائر و يا در روابط عمومى ، اعتراف كردن مجرم بودن را برهانى كرده و فرد معترف بدون معطلى روانه زندان و يا محكوميتهاى ديگر مىگردد ولى در پيشگاه الهى ، چنين نيست بلكه براى معترف احترام قائل شده و او را مورد عفو و گذشت قرار مىدهد .
سؤال : چرا بايد اعتراف كرد و دليل اصلى آن چيست ؟
جواب : جهان بينى و ديدگاه انسان در اين جا مؤثر است اگر فرد گناهكار نسبت به خداوند ايمان دارد و معتقد است كه از خلوت و پنهانها و حتى از باطن و نيت
الصحيفة السجادية الكاملة (صحيفه كامله سجاديه همراه با پيامها پاسخگوى نيازها) (فارسى) — صفحة 151
مساهمون: الإمام زين العابدين ( ع )
ص١٥١