پيامها و رازها :
اول : . . . فانَّه لا طاقَةَ لَنا بِعَدْلِك
انسان سعادت خويش را با قبول واقعيات تأمين خواهد كرد ، مهمترين آنها چند چيز است .
1 - اينكه او يك موجود بسيار ضعيفى است كه با ندانستن و نتوانستن متولد شده است چنانچه قرآن به آن تصريح دارد ، حالا اگر با هدايت الهى و تبعيّت از پيشوايان معصوم عليهم السلام به عاليترين مرحله از رشد و كمال نائل گرديد و در بندگى كامل خدا قرار گرفت ، اولين گام براى او اين است كه اعتراف نمايد بر اينكه حق بندگى را نمىتواند آن طور كه شايسته است اداء كند .
2 - به وظيفه و تكليف خود در برابر خالق مهربان و رئوف و بخشندهاى كه ، در غناى مطلق است و هيچ نيازى به آفريدههاى خويش ندارد به خوبى عمل كند .
اگر رابطه بندگان با خدا ، به عدالت مربوط شود ، يعنى پروردگار متعال بر طبق عدل با هر كس رفتار كند . از اين شيوه هيچكس حتى پيشوايان ، معصوم هم نمىتوانند به راحتى ، از آن استقبال كنند ، چون عدالت ، ذرهبين بسيار دقيقى است كه از هر كارى در جاى خود حساب مىكشد و كمترين گذشتى را با خود ندارد ، و اعمال بشر در ترازوى عدالت ، از كار مىافتد و هيچكس نمىتواند حتى يك عمل خويش را در عدل الهى سنجش نمايد ، چون در اين صورت دو مسئله شكل مىگيرد :
1 - عمل انسان به طور مستقل شايسته ارزش مىگردد .
2 - انسان در گرفتن پاداش صاحب حق مىشود .
در حالى كه اين دو از ريشه خراب هستند به جهت اينكه همه اعمال خير و نيك